ملكه عدالت دارد ولى احتمالات ديگر را برنمىدارد و آنها را بايد با يك سلسله اصول عقلائيه از قبيل اصل عدم خطأ و نسيان و . . . برداريم و اصول عقلائيه هم در اخبار از امور حسيه جارى مىشود و لا غير [ ولى باز هم نتيجه اين است در اخبار از امور حسيّه خبر عدل ارزش دارد منتها در امور حدسيه و نظريه خير ]
اصالة الصحة در اعتقادات
چهارمين و آخرين شعبه از شعب اصالة الصحة پيرامون جريان اين اصل در اعتقادات است يعنى مسلمانى به امرى از امور دينى يا دنيوى ، مربوط به نظام معاش يا معاد ، حكم يا موضوع ، كلى يا جزئى ، اصلى يا فرعى و . . . معتقد شده آيا مىتوان گفت اصل در اعتقاد او صحت است ؟ و اصولا صحت در اينجا يعنى چه ؟ در اين رابطه دو مقام از بحث وجود دارد :
1 - گاهى يقين داريم كه مسلمان معتقد به فلان امر اين عقيده را از طرق صحيح و مقدمات معتبر بدست آورده مثلا از طريق كتاب ، سنت ، اجماع ، حكم عقل قطعى ، بناء عقلاء بما هم عقلاء بدين نتيجه رسيده و گاهى يقين داريم كه اين اعتقاد براى مسلمان از طرق فاسده و مقدمات باطله بدست آورده مثلا از راه قول و اخبار صبى يا مجنون يا فاسق و يا از راه تقليد از والدين و . . .
كسب عقيده نموده در هريك از دو حال مذكور ما تابع يقين هستيم و طبق آن اثر مترتب مىكنيم .
فى المثل اگر مجتهدى به حكمى از احكام معتقد شده و مسلمان مقلدى مىخواهد ترتيب اثر دهد در حالت اول مىتواند ترتيب اثر داده و از وى تقليد كند ولى در حالت ثانى خير و گاهى هم صرفا مىبينيم كه مسلمانى به