قاصد معنى است يا در دوّمى بىاعتقاد به مضمون سخن را گفتن قبيح است و بايد امر مسلمان را بر صحت و جهت حسن حمل كرد پس بايد گفت انشاءالله معتقد بود و چنين گفت و . . .
ولى مرحوم شيخ مىفرمايند : استفاده از اين ادلّه مشكل است زيرا كه مطلق و مجرّد عدم قصد معنا كه قبيح نيست تا ناچار باشيم از تنزيه و نيز مطلق عدم اعتقاد به مضمون كه قبيح نيست تا ناچار از تبرئه شويم و لذا از خير آن ادلّه گذشته و به همان بناء عقلاء متوسل مىشويم .
مرحلهء سوّم : متكلمى كلامى را گفت و يقين داريم كه قاصد مدلول هم مىباشد و نيز يقين داريم كه معتقد به مضمون هم هست و برحسب اعتقاد صادق است نه كاذب ولى آيا برحسب واقع هم صادق است يعنى گفتار او مطابق واقع است ؟ يا كاذب است ؟ پس صحبت سر مطابقت و عدم مطابقات با واقع است حال گاهى يقين به صدق داريم مثل آنچه را كه اصدق القائلين يعنى خدا و رسول و معصومين ( ع ) اخبار دهند و يا به تواتر ثابت شود و . . . و گاهى يقين به كذب داريم و گاهى شك در صدق و كذب داريم آيا در اين مقام اصلى وجود دارد يا خير ؟
مقدّمه :
در اينجا چهار مقام از بحث موجود است كه فهرستوار عبارتند از :
1 - الاصل فى خبر المسلم [ عادل يا فاسق - صغير يا كبير ، سنى يا شيعه و . . . ] الحجية ام لا ؟
2 - الاصل فى خبر العادل [ برفرض كه خبر مطلق مسلم حجت نباشد ] الحجية ام لا ؟
3 - الاصل فى خبر العدلين [ در موضوعات خارجيه ] الحجية ام لا ؟
4 - الاصل فى خبر اربعة عدول [ در مثل شهادت به زنا و . . . ] الحجية ام لا ؟