تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
2 - از حيث اينكه اين كلام از متكلم به قصد معنائى و براى حكايت از مطلبى صادر شده و جنبهء كاشفيت و حكايتگرى و معربيّت آن مدّ نظر است از اين زاويه هم در سه مرحله گفتگو مىكنيم : مرحلهء اوّل : آيا گوينده با اين گفتار در صدد بيان مطلبى بود و قصد كشف از معنائى داشت و خلاصه قاصد معنا و مدلول كلام بود يا صرفا بازى با الفاظ كرده و لاغى يا هازل يا غالط بود نه قاصد مثلا گفت : لزيد على عشرة دراهم و ما ندانستيم كه آيا مفاد اين كلام را اراده كرده يا صرفا بازيگر است و يا براى درست كردن قرائت و ادا كردن حرف زاء از سر زبان آن را گفت و يا مىخواست بگويد : لى على زيد عشرة دراهم يا لبكر علىّ كذا ولى به غلط گفت لزيد علىّ كذا ؟ حال آيا در اين‌گونه موارد يك اصل و قاعده كليه‌اى وجود دارد كه ما بدان مراجعه كنيم و حكم موارد شك مذكور را روشن سازيم ؟ باز مرحوم شيخ مىفرمايند : شكى نيست در اينكه از اين حيث هم [ حيث قصد المعنى ] اصالة الصحة جارى مىشود و اين همان اصالة القصد است كه عقلاء عالم در محاورات و مكالمات خود دارند و هرگاه متكلمى كلامى بگويد و بلافاصله تفسير و بيان و تصحيحى صورت نگيرد همان ظاهر را گرفته و مىگويند ان‌شاءالله قاصد معنا بوده و به احتمال هزل - لغو - غلط و . . . اعتنا نمىكنند به درجه‌اى كه اگر پس از اقرار فوق صد بار هم بگويد : من قاصد معنا نبودم حاكم و قاضى او را طبق اقرارش مؤاخذه نموده و به احتمالات خلافيه اعتنا نمىشود پس اصالة القصد جارى شد و مستند آن هم سيرهء قطعيه مسلمين بلكه جميع عقلاء عالم است . مرحلهء دوّم : گوينده‌اى كه كلامى را مىگويد و قاصد مدلول آن هم هست آيا صادق در اعتقاد است يا كاذب ؟ يعنى آيا خودش هم به
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 320 | على محمدى خراسانى