آيا غسل الثوب را بعنوان تطهير شرعى انجام داد يا به عناوين ديگر از قبيل تنظيف و . . . باز هم جاى اصالة الصحة نيست چون ادلّهء اصالة الصحة اينگونه موارد را شامل نيست مگر خود فاعل به ما خبر دهد كه قصدش صلاة شرعى و تطهير شرعى بوده و آن هم عادل يا ثقه و . . . باشد تا بتوانيم قولش را قبول كنيم و گرنه اصالة الصحة دردى را دوا نمىكند .
3 - يقين كرديم و بر ما محرز شد كه مصلى نماز بر ميت را به عنوان نماز شرعى [ كه واجب است و برعهدهاش آمده و در مقام ابراء از آن اقدام كرد ] انجام داد ولى در شرطى از شروط يا جزئى از اجزاء شك كرديم كه آيا رعايت كرده و يا نه ؟ يا مثلا جامه را به عنوان تطهير شرعى شست ولى نمىدانيم با آب مطلق شست يا آب مضاف ؟ با آب نجس يا پاك ؟ اگر با آب قليل بود آب قليل وارد بر ثوب شد يا ثوب وارد بر آب قليل و . . . ؟
در اينگونه موارد البته جاى اصالة الصحة است و مىگوئيم انشاءالله مسلمانى كه در صدد انجام واجب برآمده عملش را صحيح انجام مىدهد و فاسد را انتخاب نمىكند آنگاه يترتب عليه كليهء آثار عمل صحيح يعنى طهارت ثوب هر اثرى داشت مترتب مىشود و . . .
قوله : و قد يشكل :
تا به حال دو فرع مطرح شد : 1 - صلاة على الميت 2 - غسل الثوب للتطهير و دانستيم كه در كجاها در اين دو مورد اصالة الصحة جارى نيست و كجا جارى است حال بايد بدانيم كه سه فرع ديگر داريم كه قدرى مبتلا به اشكال هستند و حضرات مشهور در آنها مطلقا اصالة الصحة را جارى نكردهاند بلكه عدالت را در فاعل شرط كردهاند تا اطمينان به صدق او پيدا شود و احراز كنند .
1 - مسئله صلاة عن الميت يعنى كسى اجير مىشود تا به نيابت از ميتى نمازها و روزههاى قضاء او را بجا آورد مشهور گفتهاند بايد اجير عادل يا لا اقل
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 294
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٤