تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
1 - افعالى كه قابل اتصاف به صحت و فساد نيستند . فى المثل شخصى جامه را شست به قصد مرطوب كردن يا تميز كردن و . . . نتوان گفت اين غسل بما هو غسل صحيح است يا فاسد اين‌گونه از افعال از محل نزاع خارجند و مجراى اصالة الصحة نيستند چون اصالة الصحة عند الشك در صحت و فساد عمل جارى مىشود و شك در صحت و فساد فرعى بر قابليت اتصاف عمل به صحت و فساد و داشتن اين دو فرد است و مورد مذكور چنين قابليتى ندارد پس محل بحث نيست . 2 - افعالى كه قابليت اتصاف به هريك از صحت و فساد را دارند و فى الواقع داراى دو فرد هستند . 1 - فرد صحيح يعنى فردى كه جامع جميع اجزاء و شرائط معتبره باشد 2 - فرد فاسد يعنى مصداقى كه پاره‌اى از اجزاء يا شروط را ندارد مثلا اگر كسى بر ميتى نماز گذارد به عنوان صلاة شرعى نه به عنوان صورت ظاهرى نماز يا ورزش و تمرين و . . . بلكه بعنوان انجام واجب شرعى و ابراء ذمه خويشتن چنين نمازى اگر كمبودى نداشته باشد محكوم به صحت است و الّا شرعا محكوم به فساد خواهد بود و . . . حال بحث ما در همين قسم است يعنى اصالة الصحة در اين‌گونه موارد كه عنوان محرز است جارى مىشود و امّا برحسب مقام علم و احراز سه صورت متصور است : 1 - يقين كرديم كه نمازگزار بر ميت تنها صورت نماز را انجام داده نه صلاة بر ميت به عنوان صلاة شرعى يا مثلا غسل بما هو غسل الثوب از او صادر شد نه به عنوان تطهير شرعى البته چنين عملى كما ذكرنا قابل اتصاف به صحت و فساد نيست و لذا جاى اصالة الصحة نيست . 2 - شك كرديم كه آيا نماز را بعنوان صلاة شرعى انجام داد يا صورت نماز بود ؟