اثر اين تقدم و تأخر صحت بيع است و اصل مثبت حجت نيست مگر بر مبناى محقق ثانى - فاضل تونى و . . . و يا بر مبناى خفاء واسطه .
ب : برفرض تماميت و صرفنظر از مثبت بودن آن خواهيم گفت : اين اصل ديگر ربطى به اصالة صحة الاذن كه مورد بحث ما است نخواهد داشت چون بحث ما در اصالة الصحة است نه استصحاب و فرق آن دو واضح است .
ج : از همهء اينها كه بگذريم اين استصحاب مبتلا به معارض است و آن استصحاب عدم بيع است كه ذيلا خواهد آمد .
5 - از اصالة صحة الرجوع نتيجهاى نگرفتيم امّا آيا از اصالة عدم البيع مىتوان نتيجه گرفت يا نه ؟
منظور اينست كه يك زمانى بيع نبود ولى حالا شك داريم كه آيا قبل از رجوع مرتهن بوجود آمد يا خير ؟ استصحاب كنيم عدم بيع را قبل از رجوع و نتيجه بگيريم تأخر البيع عن الرجوع را و سپس فساد آن را آيا اين اصل جارى مىشود ؟
مرحوم شيخ به اين اصل هم اعتراض دارند و آن اينكه :
اولا اصل مثبت است چون مع الواسطه اثر شرعى دارد چنان كه بيان شد و هو ليس بحجة .
ثانيا از اصالة الصحة خارج هستند و ربطى به ما نحن فيه ندارد بلكه استصحاب اصلى جداگانه است .
ثالثا با استصحاب بقاء الاذن كه ذكر شد معارضه نموده و تساقط مىكنند .
در نتيجه هيچكدام از اصول فوق موجب صحت فعليهء بيع راهن نگرديد .
قوله : و الحق :
رأى مرحوم شيخ به پيروى از مشهور عبارتست از بطلان و فساد بيع راهن [ زيرا كه بيع الرهن لو خلى و طبعه مقتضى فساد است مگر مصحح و مجوزى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 291
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩١