مدتى رجوع كرده و از اذن برگشته ولى نزاعشان بر سر اينست كه آيا اوّل بيع انجام گرفته سپس مرتهن رجوع كرده تا بيع صحيح و رجوع باطل شد ؟ يا اوّل رجوع بوده بعد بيع تا رجوع صحيح و بيع بىاساس باشد ؟ راهن مدّعى تقدم بيع بر رجوع است تا بدينوسيله صحت معامله را ثابت كند و مرتهن مدعى تقدم رجوع بر بيع است تا بدينوسيله فساد بيع را نتيجه بگيرد حال در اينجا چه بايد كرد ؟ اصولى چند قابل جريان است كه بايد ديد كدام صحيح و كدام باطل است ؟
1 - محقق كركى فرموده : اصالة الصحة در نفس بيع يعنى ايجاب و قبول جارى مىكنيم يعنى شك داريم كه آيا اين عقد صحيح واقع شده يا فاسد ؟
مىگوئيم : انشاءالله صحيح واقع شده شيخ اعظم مىفرمايد : ما در صحت ايجاب و قبول كه شك نداريم برفرض هم شك كنيم اصالة الصحة در آن جارى مىشود .
ولى نتيجه اين اصل آنست كه اگر بيع در خارج همراه با رضايت من له الحق باشد مؤثر بود و نقل و انتقال مىآورد ولى نمىدانيم كه رضايت ذىحق [ چه مالك كما فى البيع الفضولى و چه مرتهن كما فى الرهن و . . . ] بوده يا نه ؟
آيا بعد از رجوع بيع كرده تا رضاى مرتهن نباشد ؟ يا قبل از رجوع فروخته تا رضا باشد ؟ رضايت و عدم رضايت ذو الحق كه نتيجه صحت و فساد عقد البيع نيست و لذا اين اصل دردى را دوا نمىكند و موجب صحت بيع راهن نمىشود .
2 - به صاحب جواهر نسبت دادهاند كه وى از اصالة الصحة فى الاذن استفاده كرده و منظور ايشان از صحة الاذن عبارتست از وقوع البيع عقيب الاذن زيرا اگر چنين نباشد لازم مىآيد اذن لغو باشد حال معناى اصالة الصحة در اذن آنست كه يك اذنى از مرتهن مسلمان كامل واقع شده و شك داريم كه آيا صحيحا واقع شده يا فاسدا اصالة الصحة جارى كرده و حمل بر صحت مىكنيم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 288
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٨