و اگر چنانچه يقين كرديم به بطلان ايجاب از يكى از جوانب مذكور البته آن اثر مقصود مترتب نخواهد شد يعنى اين ايجاب آن ايجابى نيست كه لو تعقبه القبول لحصل النقل و الملكية خير قبول هم بيايد مفيد فايده نيست .
و اگر چنانچه شك كرديم كه ايجاب صادره از موجب صحيح است يا فاسد [ كه محل بحث ما است ] البته اصالة الصحة جارى مىكنيم و حكم مىكنيم به صحت ايجاب تعبدا .
مثلا شك كرديم كه ايجاب را به عربى گفت تا صحيح باشد يا به فارسى خواند تا باطل باشد حكم مىكنيم به اينكه انشاءالله به عربى انشاء كرد ولى معناى صحت چيست ؟ معنايش ترتب اثر مطلوب است ، اثر مقصود از ايجاب تنها چيست ؟ نقل و انتقال فعلى ؟ خير ، حصول قبول بعد از ايجاب ؟ خير ، اثرش اينست كه اين ايجاب انشاءالله به گونه انشاء شده كه اگر قبول هم با همه اركانش بدان ملحق شود حتما تأثير گذاشته و ملكيت مىآورد هذا معنا صحة الايجاب و هو محفوظ و موجود مطلقا يعنى حتى اگر شك بكنيم كه به دنبالش قبول آمد يا نه صحت ايجاب لطمه نمىخورد بلكه بالاتر اگر يقين هم بكنيم كه قبول ملحق نشد باز آن صحت شأنيه و تأهليّه ايجاب به حال خود باقى است و خلاصه از ناحيهء ايجاب مشكلى نداريم اگر هست از ناحيه قبول است كه نيامده يا باطلا و فاسدا آمده .
ب : قوله : و كذا لو شك فى تحقق :
در بسيارى از عقود عند المشهور نفس العقد سبب و علت تامه حصول ملكيت و نقل و انتقال است از قبيل عقد البيع ، عقد الإجارة ، عقد نكاح و . . .
[ در مقابل مشهور شيخ طوسى است كه ملكيت را منوط به انقضاء خيار مىداند در عقدهاى خيارى ] ولى در پارهاى از عقود هم مجرّد عقد يعنى ايجاب و قبول سبب ملكيت نيست بلكه علاوه بر عقد قبض و اقباض هم لازم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٤