تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
و امّا برحسب مقام علم ما مىگوئيم : گاهى يقين داريم به اينكه فلان عبادات يا معامله صحيح واقع شد يعنى همهء اجزاء و شرائط را دارد البته جاى بحث نيست بلكه قطعا حكم به صحت مىشود و قطعا آن اثرى كه از اين عمل متوقع بود و مطلوب عرف و شرع بود برآن مترتب مىشود و گاهى يقين به فساد و بطلان فلان عبادت يا معامله داريم . در اينجا هم بحثى نيست كه قطعا اثر مقصود مترتب نشده و اين عبادت مجزى نيست و مبرئ ذمه نخواهد بود و آن معامله هم سبب ملكيت يا زوجيت يا فراق و . . . نخواهد شد ولى گاهى عبادت يا معامله‌اى از مسلمانى سرزد مثلا بر ميتى نماز خواند يا بر كالائى عقد بيع اجراء كرد و . . . و ما شك كرديم كه آيا آن عمل را صحيحا انجام داد تا ما نيز ترتيب اثر بدهيم يا فاسدا انجام داد تا جاى ترتيب اثر نباشد ؟ در چنين موردى اصالة الصحة فى فعل المسلم جارى مىشود و حكم مىكنيم به اينكه ان‌شاءالله صحيح انجام داده و آثار صحت وجدانى بر اين صحت تعبدى و انشاء اللهى مترتب مىشود و اين نازل منزلهء آن است تا اينجا جاى بحث نيست . ولى بايد ديد كه معناى حمل بر صحت چيست ؟ و صحت يعنى چه ؟ صحت به معناى ترتّب اثر مقصود است يعنى وقتى مىگوئيم فلان عبادت يا معامله صحيح است منظور اينست كه الاثر المقصود منه يترتب عليه كما اينكه متقابلا فساد به معناى عدم ترتب آن اثر مقصود است . و به بيان كامل‌تر معناى صحت اينست كه ان‌شاءالله الرحمن عمل عامل جامع جميع اجزاء و شرائط بوده فيترتب عليه الاثر المطلوب منه و معناى فساد اينست كه فعل فاعل مسلم از جهتى از جهات [ شرائط يا اجزاء ] كمبود داشته پس مثمر ثمر و منتج نتيجه نيست و لا يترتب عليه الاثر المقصود منه حال كه معناى صحت اين شد بايد بدانيم كه صحة كل شىء بحسبه يعنى صحت هر چيزى