2 - و گاهى ظاهر حال از يك طرف است مثل اينكه يك طرف عقد معلوم البلوغ است و ظاهر حالش اينست كه عقد باطل و بىثمر انجام نمىدهد و تصرف فاسد نمىكند ولى طرف ديگر عقد مشكوك است كه آيا بالغ بوده يا خير ؟ مثلا بايع مدعى است كه بعت و انا صغير ولى مشترى را هر دو قبول دارند كه حين العقد بالغ بوده در اينجا هم اصالة الصحة در فعل مشترى جارى مىشود و حكم مىشود به صحت واقعيه و اين صحت از يك طرف مستلزم ثبوت صحت از جانب ديگر هم مىشود و ظاهر حال در يك طرف كه جارى شد تأثير خود را مىگذارد .
3 - و گاهى از هر دو طرف ظاهر حال موجود نيست مثل اينكه متعاقدين هر دو صغير باشند كه محل بحث نيست .
4 - و گاهى معامله يك طرف بيشتر ندارد و در آن يك طرف شك داريم كه آيا بالغ بوده و انشاء كرده يا نه ؟
البته در اينجا اصالة عدم البلوغ جارى مىشود و نوبت به ظهور حال نمىرسد مثلا شخصى به مالى وصيت كرده و گفته است : اوصيت لفلان بدارى او بسيّارتى و . . . و بعد مدّعى است كه اوصيت و انا صبى پس وصيتم ارزشى ندارد و وصيت هم كه على قول از ايقاعات است و يك طرف بيشتر ندارد لذا اينجا جاى ظاهر حال نيست يا طلبكارى بدهكارش را ابراء كرده و حال مدعى است كه أبرأت و انا صغير پس ابراء من ارزشى ندارد و طرف ديگرى هم نيست لذا ظاهر حالى متصور نيست و تنها در اين فرض است كه قبل از استكمال جاى ظاهر حال نيست ولى در فرض اول و دوم مانعى ندارد حالا مسئله ضمان كه در كلمات محقق و علامه آمده بود به چند صورت متصور است :
1 - به تقاضاى بدهكار اين شخص ضامن شده و حالا مىگويد :
ضمنت و انا صغير به اين ادّعا اعتنا نمىشود چون از يك طرف ظهور حال مسلم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 279
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٩