ضمانت فتوا داده به تقديم قول ضامن و سپس به اصالة عدم البلوغ استناد كرده [ قبلا در نقل عبارت تذكره ملاحظه شد ] قطب در مقام اعتراض فرموده پس اصالة الصحة چى ؟ چرا آن را جارى نكرديد ؟ علّامه فرموده اصالة الصحة با اصالة عدم البلوغ معارضه نموده و تساقط مىكنند و از اين ميان اصل برائت كه سليم از معارض است زنده شده و جارى مىشود .
[ اين نكته مىرساند كه جناب علامه در تذكره در باب ضمان با باب بيع مطلبش يكى است يعنى در هر دو مورد اصالة الصحة را قبل از استكمال هم جارى مىداند منتها مبتلا به معارض مىداند ولى بعد از استكمال معارضى ندارد پس اعتراض مرحوم شيخ و اشكال نقضى ايشان به علّامه وارد نيست اگرچه به محقق ثانى وارد باشد ]
قوله : اقول :
مرحوم شيخ نظريه دوم را اختيار كرده و معتقدند كه ادلّهء اصالة الصحة كه عبارتند از سيرهء قطعيه و حكم عقل به لزوم اختلال نظام موجب تعميم بوده و قبل و بعد از استكمال را شامل هستند و فرقى بين شك از ناحيه مقتضى و مانع وجود ندارد .
و لذا شما ملاحظه مىكنيد كه اگر شخصى متاعى خريده و الآن در اختيار دارد ولى شك مىكند كه آيا در دوران قبل از بلوغ و صغر سن آن را خريدارى كرده تا حق تصرف نداشته باشد و يا پس از بلوغ خريده تا مجاز باشد ؟
در اينجا گفته شده به شكش اعتنا نمىكند و بنا را بر اصالة الصحة مىگذارد با اينكه شك او از ناحيهء مقتضى است .
قوله : و لو قيل :
اگر كسى بما اشكال كند كه در اين شاهد مثالى كه شما آورديد و فرموديد : بنى على الصحة اين بناگذارى نه از باب اينست كه مشترى در
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٦