محقق ثانى قائل به تفصيل هستند و اصالة الصحة را مطلقا جارى نمىدانند .
قوله : و لكن لم يعلم :
از اينجا اشكالات و اعتراضات مرحوم شيخ انصارى به محقق ثانى و علامه شروع مىشود اولين اشكال يك اشكال نقضى است و آن اينكه همين دو بزرگوار كه در باب ضمان در مسئله نزاع ضامن و مضمون له در اينكه ضامن مىگويد ضمنت و انا صغير و مضمون له مىگويد ضمنت و انت بالغ فرمودند قول ضامن مقدم است و به اصالة الصحة اعتنا نكردند و آن را به بعد از استكمال اركان حمل كردند ولى در باب بيع در نظير همين مسئله كه بايع و مشترى نزاع دارند و بايع مىگويد : بعت و انا صغير و مشترى مىگويد :
بعت و انت بالغ فرمودهاند : قول مشترى مقدم است و به ادعاى بايع اعتنا نمىشود بدليل جريان اصالة الصحة .
ما مىگوئيم : جنابان عاليان علامه و محقق ، ما الفرق بين باب بيع و باب ضمان ؟ اگر اصل صحت قبل از استكمال هم جارى مىشود بايد در هر دو باب جارى مىشود و اگر جارى نمىشود نبايد در هيچكدام جارى شود چرا شما در ضمان جارى نكرديد ولى در بيع جارى كرديد ؟ البته هر دو متفقا در باب بيع جارى كردند با اين تفاوت كه علّامه فرموده : اصالة الصحة به نفع مشترى حكم مىكند و اصالة عدم البلوغ به نفع بايع حكم مىكند و دو اصل از دو طرف تعارض و تساقط مىنمايند و نوبت به اصل اولى در معاملات مىرسد كه همانا اصالة الفساد باشد .
ولى محقق ثانى اين معارضه را تضعيف نموده و مدعى شده كه اصالة الصحة جارى مىشود و جاى اصالة الصحة نيست .
قوله : و قد حكى :
از مرحوم قطب راوندى حكايت شده كه وقتى استادش علامه در مسئله
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 275
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٥