يعنى شخصى حالت سابقهء جنون داشته و حالا عاقل شده و ميان او و ديگرى اختلاف است در اينكه وى مىگويد : ضمنت و انا مجنون پس ضمانت من باطل است و مضمون له مىگويد ضمنت و انت عاقل پس ضمانت تو صحيح است . . . كه تمام آن حرفها در مورد صبى در مورد مجنون هم هست .
حال جناب علامه اگرچه تعبير به قبل از استكمال و بعد از استكمال نكردند ولى مطلب همان است كه ايشان هم قائل به تفصيل هستند يعنى اگر منشأ شك در صحت ، شك در مقتضى باشد جاى اصل صحت نيست و اگر شك در مانع باشد جاى اين اصل هست .
د : علّامه در تذكرة : جناب ايشان در كتاب گرانسنگ تذكرة الفقهاء در مبحث ضمان فرمودهاند اگر ضامن و مضمون له اختلاف پيدا كردند و آقاى مضمون له مدعى شد كه آقاى ضامن پس از بلوغ ضمانت كرده پس ضمانتش صحيح و ذمهاش مشغول گرديده پس بايد طلب مرا بپردازد و ضامن منكر اين معنا است و مدعى است كه قبل از سن بلوغ ضمانت كرده و چنين ضمانتى باطل و فاسد است در چنين موردى اگر چنانچه طرفين براى ضمانت وقتى را معين مىكنند كه در آنوقت احتمال بلوغ داده نمىشود .
[ مثلا ضامن 16 سال بيش ندارد و طرفين مىگويند : دو سال پيش ضامن شده يا بيست سال دارد و مىگويند شش سال قبل ضامن شده و . . . كه يقينا در دو يا شش سال قبل بالغ نبوده ] در اين فرض قول صبى يعنى ضامن كه مدعى ضمانت در حال طفوليت است مقدم مىشود و نيازى به شاهد و قسم نيست .
ولى اگر چنانچه وقتى را معين نكنند بلكه صرفا نزاع دارند كه ضمانت قبل از بلوغ بوده يا پس از آن .
در اين فرض هم بقول علامه قول ضامن كه مدعى وقوع ضمان در صغر سن است مقدم مىشود منتها بايد قسم هم بخورد كه چون منكر ضمانت
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٣