صحيح است و اگر به فارسى باشد باطل است .
2 - و يا علم به جهل دارد يعنى حامل مىداند كه عامل نسبت به حكم مسئله از حيث صحت و فساد جاهل است فى المثل عقدى را انشاء كرده و مىدانيم كه او نمىداند كه به عربى صحيح و به فارسى باطل است .
3 - جهل به حال يعنى حامل خود جاهل است به حال عامل و نمىداند كه آيا عامل عالم به حكم از حيث صحت و فساد هست و يا عالم نيست .
صورت اول كه علم به علم باشد خود داراى سه شعبه است :
1 - حامل علم به تطابق عقيدتين دارد يعنى مىداند كه عقيدهء او و عامل باهم توافق دارند .
2 - حامل علم به تخالف عقيدتين دارد يعنى مىداند كه عقيدهء او و عامل تباين و تخالف دارند .
3 - حامل جاهل به حال است يعنى اجمالا مىداند كه عامل عقيدهاى دارد ولى تفصيلا نمىداند كه عقيدهء عامل با عقيدهء او توافق دارد يا تخالف ؟
امّا صورت اول از سه صورت علم به علم كه علم به تطابق باشد خود داراى دو شعبه است :
1 - عقيدهء حامل و عامل تساوى كلى دارد يعنى يا هر دو اعتقادشان اعم است مثلا هر دو عقد را هم به عربى و هم به فارسى تجويز كرده و صحيح مىدانند و يا هر دو عقيدهشان اخص است مثلا هر دو عن اجتهاد او تقليد برآنند كه بايد عقد به عربى انشاء شود حال فاعل عقدى خواند و حامل نمىداند صحيح خواند يا فاسد ؟ يعنى جامع جميع اجزاء و شرائط بود يا نه ؟ حمل بر صحت مىكند و مىگويد : انشاءالله مسلمان كار فاسد و باطل انجام نمىدهد و بدنبال آن اثر مقصود مترتب مىشود و ضمنا قدر متيقن از حمل بر صحت واقعى همين صورت و صورت بعدى است .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 261
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٦١