قوله : و يظهر : و از جمله اين گروه است جناب محقق قمى صاحب القوانين : جناب ايشان در مقام استدلال بر حجيت اصالة الصحة فى فعل الغير به قانون غلبه تمسك كردهاند بيان ذلك : غالبا و نوعا مسلمان عملى را كه انجام مىدهد صحيح است .
و لذا اگر در موردى شك كرديم كه فلان مسلم فلان عملش صحيح بوده يا فاسد مىگوئيم الظن يلحق الشّيء بالاعم الاغلب و به بركت اين قاعده حكم به صحت فعل مشكوك مىكنيم .
حال اين استدلال هم دليل است كه مراد ميرزاى قمى صحت اعتقاديه است نه واقعيه زيرا كه غالبا كه مسلمان عمل را صحيحا انجام مىدهد آيا بر حسب واقع صحيح انجام مىدهد ؟ يا براساس اعتقادش ؟
قدر مسلم دوّمى است يعنى مسلمان اول معتقد به صحت مىشود اجتهادا يا تقليدا سپس مرتكب مىشود امّا اينكه اعتقاد او حتما صحيح و مطابق واقع باشد مطلب ديگرى است پس غلبه هم صحت عقيدتى را درست كرد نه واقعى را .
قوله : بل :
تا به حال از يك يا دو نفر شاهد آورديم حال با كلمهء بل ترقى دائره را توسعه داده مىگوئيم بلكه به كليهء كسانى كه براى حجيت اصالة الصحة به ظاهر حال مسلم استناد كردهاند از قبيل علامه و ديگران مىتوان نسبت داد كه طرفدار صحت اعتقاديه هستند .
زيرا كه ظاهر حال مسلم حد اكثر دلالت دارد كه مسلمان تا به چيزى معتقد نشود انجام نمىدهد لا بد معتقد به صحت شده كه انجام داده و اين غير از صحت واقعى است و ظاهر حال نمىگويد كه هرآنچه را مسلم معتقد شد مطابق واقع هم هست پس صحت اعتقادى درست شد و مخصوصا اگر اين اعتقاد به صحت يك اعتقادى باشد كه مورد امضاء شارع هم هست .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٨