اختلال نظام پيش مىآيد بودن آن حق و نبودش باطل است پس اگر يد نباشد اختلال نظام است و . . . و اگر اصل صحت نباشد كذلك . . .
قوله : و يشير :
آيات و رواياتى هم كه دلالت دارد كه در اسلام حرجى نيست ، بناى دين بر توسعه و تسهيل است [
ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ
،
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
، انّ دين اللّه سهلة سمحة و . . . ] و يا رواياتى كه مذمت مىكند كسانى را كه بر خود تنگ گرفته و از روى جهالت حلالها و پاكيزههاى زيادى را بر خود تحريم كردند همه اينها مشير به ارزشمندى اصل صحت است زيرا كه ترك آن موجب حرج ، مضيقه و . . . است .
تنبهات اصالة الصحة
تنبيه اوّل :
پس از بررسى ادلّهء اصالة الصحة و قبول حجيت آن فى الجملة راجع به كمّ و كيف قضيّه در طى شش تنبيه گفتگو مىكنيم .
تنبيه اول پيرامون اينست كه صحت دو شعبه دارد :
1 - صحت اعتقادى يعنى اينكه بگوئيم : به عقيدهء شخصى عامل عملى كه انجام داده صحيح بوده و از روى اعتقاد به صحت انجام گرفته نه اينكه بدون اعتقاد صادر شده باشد .
2 - صحت واقعيّه يعنى عمل برحسب واقع صحيح بوده و به عبارت ديگر برحسب اعتقاد فاعل و حامل هر دو صحيح است .
و هر دو مىتوانند ترتيب اثر بدهند حال بنا شد كه فعل مسلم را حمل بر صحت كنيم آيا منظور صحت اعتقاديه است ؟ يا صحت واقعيه ؟ اگر بر صحت واقعيه حمل كنيم نتيجهاش آنست كه هم فاعل و هم حامل بر اين عبادت