بيان ملازمه : چه ملازمهاى است ميان ترك اصالة الصحة و لزوم اختلال نظام معاد و معاش ؟ ملازمه را با مختصر محاسبهاى مىتوان بدست آورد .
امّا اختلال نظام معاد : بقول مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد : فانه يلزم على تقدير ترك هذا الاصل عدم مشروعية صلاة الجماعة الّا خلف النبى ( ص ) او الامام ( ع ) تازه اين يك قلم خسارت معادى است و اقلام ديگر را با مقايسه بدست آوريد .
و امّا اختلال نظام معاش : واضح است چون اگر اصل صحت را جارى نكنيم و افعال ديگران را بر صحت حمل نكنيم بايد به كلى از معاملات و مبادلات و دادوستدها و رفتوآمدها و . . . صرفنظر كنيم و تنها به لقمه واحده از طعام و جرعه واحده از شراب قناعت كنيم و لا يلتزم به احد پس بيان ملازمه واضح است .
بيان بطلان لازم : اختلال نظام باطل است چون نقض غرض است ، غرض شريعت حفظ نظام و ابقاء آن و رسيدن همهء موجود است به كمال مطلوب آنها در بعد مادى و معنوى است نه اختلال نظام . . . و مىتوان استدلال مذكور را كاملتر كرده و در دو يا سه مرحله بيان كرد :
مرحله اول : ترك اين اصل مستلزم اختلال نظام است « صغرى » و اختلال باطل است « كبرى » پس ترك اين اصل مستلزم باطل است « نتيجه » .
مرحله دوم : همان نتيجه را صغراى اين مرحله قرار داده و كبراى كلى هم اينست كه مستلزم الباطل باطل نتيجه نهائى اينست كه پس ترك اين اصل باطل است .
مرحله سوم : و وقتىكه ترك باطل است به حكم اينكه اجتماع و ارتفاع نقيضين محال است خواهيم گفت پس فعل اين اصل حق است و هذا هو الغاية القصوى .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٢