افراد مؤمن اعتماد و وثوق صددرصد داشته باشيد به گونهاى كه صندوقچه اسرار دلتان را به نزد او بگشائيد و هرچه داريد و نداريد بيان كنيد و . . . زيرا كه اى چهبسا همين مؤمنى كه اليوم با شما سر دوستى دارد فردا و فرداها ورق برگشته و سر عداوت با شما در پيش گيرد و آنگاه در هر محفل و مجلسى و بر سر هر كوى و برزنى به افشاگرى و بيان اسرار شما بپردازد و . . . بنابراين احتياط را نبايد از دست داد و ما در اين مقام به عنوان نمونه به سه روايت از اين قماش اشاره مىكنيم :
1 - روايت عبد اللّه بن سنان از امام صادق ( ع ) : تاكيد مىكنم كه به برادر دينىات وثوق اعتماد و صددرصد و تمام معنى الكلمة نداشته باش چرا كه اعتماد زياده از حدّ موجب زمين خوردن تو خواهد شد و اين زمين خوردن در اثر اطمينان زياد قابل اقاله و جبران نيست .
2 - امير المؤمنين ( ع ) در نهج البلاغة فرموده : هرگاه بر زمان و اهل آن صلاح و نيكى و پاكى مستولى شد و در چنين زمانى شخصى به ديگرى سوءظن پيدا كرد آن هم بدون اينكه كار زشتى از او ديده باشد البته در حق او ظلم كرده ولى اگر بر زمان و اهل آن فساد مستولى شد و در چنين شرائطى كسى به ديگرى حسن ظن پيدا كرد بداند كه مغرور شده و فريب خورده [ يعنى در آن زمان جاى خوشبينى نيست ]
3 - روايت محمد بن هارون گلابفروش از امام هفتم ( ع ) : هنگامى كه در عصر و نسلى جور و ناحق از حق بيشتر بود جايز نيست كه كسى به ديگرى ظن خير داشته باشد تا نيك بشناسد و خير را از او بدست آورد .
قوله : فان الجمع :
در دسته قبلى از روايات سخن از حسن ظن - اعتماد و . . . و در اين دسته سخن از احتياط و مواظبت و . . . است جمع بينهما به اينست كه بگوئيم :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٨