و ترتيب اثر حواسمان جمع است و بايد طبق تشخيص عمل كنيم و مراد از تكذيب پنجاه نفر هم برحسب واقع است نه اعتقاد و الّا اعتقادا تصديق مىشوند پس هر دو قسمت مربوط به تصديق صورى و اعتقادى و حمل بر حسن است نه ترتيب آثار فعل صحيح ] .
قوله : حتى المرسل :
اين جمله در حقيقت دفع دخل است و آن اينكه : شايد كسى بگويد حديث اول چون كلمهء احسن داشت كه افعل التفضيل است حمل بر اين مىشود كه على احسنه و اكمله يعنى حمل بر صحت و ترتيب آثار هم باشد و صرفا حمل بر حسن و اباحه نباشد .
ما در جواب مىگوئيم : حتى اين حديث كه چنين ظهورى دارد دليل بر مدعاى مستدل نيست به چند دليل :
اوّلا بالاجماع حمل بر احسن افعل التفضيلى لازم و واجب نيست بلكه حمل بر حسن لازم است و اجماع قرينه است كه از لفظ احسن معناى ظاهرش مراد نيست .
و ثانيا كلمهء اخيه قرينه است چون اخوت در عدم اتهام و حمل بر حسن مدخليت دارد نه در حمل بر صحت و مطابقت با واقع و ترتيب اثر .
و ثالثا كلمهء لا تظنن . . . ظهور مستقيم در حرمت و قبح سوءظن دارد و ربطى به فساد و صحت و . . . ندارد .
قوله : و مما يؤيد :
مؤيد دوّم براى اينكه منظور احاديث مذكور حمل بر حسن به معناى اباحه است نه حمل بر صحت به معناى ترتيب آثار اينست كه اگر در روايات مذكور و امثال آن سخن از حسن ظن به مؤمن و متهم نكردن آن و اعتماد به مؤمن است ولى متقابلا روايات فراوانى وارد شده مبنى بر اينكه شما حق نداريد به
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٧