تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
عملى از لحاظ تكليفى قبيح باشد اى صدر على وجه الحرمة ولى از لحاظ وضعى فاسد نباشد بلكه صحيح باشد يعنى اثر مطلوب برآن بار شود مثلا بيع وقت النداء چون منهى است حد اقل حرمت را دارد ولى قبح و حرمت ملازم با فساد و بطلان نيست و كذا حكم به صحت و ترتب اثر مىشود . در نتيجه حسن و قبح با صحت و فساد نه عين يكديگرند كه بينهما عينيت و وحدت باشد و بتوانيم بگوئيم اين همان است و نه بينهما استلزامى در كار است كه حسن مستلزم صحت و قبح مستلزم فساد باشد بلكه مباينت وجود دارد و از اثبات احدهما اثبات يا نفى ديگرى لازم نمىآيد . با حفظ اين مقدمه مرحوم شيخ مىفرمايند : از ادلّه اربعه يعنى كتاب و سنت و اجماع و عقل براى حجيت اصالة الصحة استشهاد شده كه به ترتيب نقل و نقد مىشود . اما الكتاب :

از قرآن به چهار آيه تمسك شده :

1 - قوله تعالى فى سورة البقرة :
وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً
، كيفيت استدلال : در اين آيه دو احتمال وجود دارد : الف : احتمال اول كه مطابق با ظاهر آيه است و بدوا بذهن تبادر مىكند اينكه بقول مرحوم ملا رحمت اللّه در حاشيه بگوئيم مراد آيه اينست كه : با مردم به نيكى سخن بگوئيد و گفتار شما بگونه‌اى نباشد كه سبب بغض و عداوت ديگران يا كينه‌توزى آنان يا دل‌شكستگى آنان گردد بلكه بكوشيد كه پيوسته با سخنانتان دلها را به يكديگر نزديكتر ساخته و مايهء دلجوئى باشيد نه دلسردى و . . . طبق اين احتمال آيه به كلى از ما نحن فيه اجنبى است . ب : احتمال ثانى كه براساس تفسير آيه به روايت شريفه كافى بيان مىشود اينكه منظور آيه اين باشد : وقتى از ديگران قول يا فعلى را مشاهده