و به تبع معروضاتشان موجود شده و داراى محل مىشوند و گرنه مستقل نيستند همانند جسم و رنگ و . . . بحث ما در امور صوريه است ] سؤال اينست كه آيا در اين موارد هم قاعده تجاوز جارى مىشود يا خير ؟
مثلا شخصى در اثناء نماز شك كرد كه موالات را ميان حروف كلمه ، كلمات كلام ، آيات يك سوره مراعات كرده يا نه ؟ ترتيب را رعايت كرده يا نه ؟
و . . . آيا مىتوان گفت كه قبل از تجاوز از محلّ به شك اعتنا كند و پس از آن اعتنا نكند ؟
مرحوم شيخ اوّل با كلمهء لكن مىفرمايد : الحاق اين قسم از شك در صحت به شك در وجود و اجراء قاعده تجاوز در آن مشكل است زيرا كه متبادر به ذهن از كلمهء شىء در اخبار مذكوره غير از اين شىء صورى است و منظور شيئى است كه مستقل باشد و عرفا يك عمل به حساب آيد مثل قرائت و . . .
و امّا موالات و ترتيب و . . . اينگونه نيستند و لذا اخبار از اينها انصراف دارند پس در شك در صحت بدين معنا قاعده تجاوز جارى نيست و استصحاب عدم جارى مىشود ولى بعدا با كلمهء الّا آن يدعى وجوهى براى شمول اين قسم مىآورند كه حتى اينجا را نيز قانون تجاوز مىگيرد و آنها عبارتند از :
وجه اوّل : تنقيح مناط : از تعبيرات اخبار مستفاد است كه مناط عدم اعتناء به شك ، تجاوز از محلّ است بدون اينكه ميان انواع مشكوكها فرقى باشد كه آيا در اصل وجود است يا در صحت موجود ؟ و نسبت به اجزاء صوريه هم شك بعد از تجاوز از محل متصور است منتها خودشان مستقلا و در طول اجزاء ماديه داراى محل نيستند بلكه به تبع آنها محل دارند يعنى محل كل اجزاء قرائت محل ترتيب و موالات هم هست پس اگر در حال ركوع در خود قرائت يا در بسم اللّه آن يا در موالات آن شك كرد اعتنا نمىكند .
وجه دوّم : از عموم ذيل حديث ابن ابى يعفور هم مىتوان استفاده كرد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 229
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٢٩