تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
صحت آن داريم و منشأ شكمان هم اينست كه نمىدانيم آيا بسم اللّه را گفته‌ايم يا خير ؟ يا مثلا يقينا نماز را خوانديم ولى در صحت آن مردّديم به لحاظ ترديد در اينكه با وضو و استقبال و . . . اتيان شد يا بدون آن ؟ اوّل مرحوم شيخ مىفرمايند : اين قسم از شك در صحت موجود در حكم شك در اصل وجود است يعنى در اينجا هم قبل از تجاوز از محل بايد به شك اعتنا كنيم ولى پس از آن خير . و بالجمله قانون فراغ و تجاوز جارى مىشود ولى بعد با كلمهء بل ترقى مىفرمايند : بلكه اين قسم از شك در صحت فردى از افراد شك در وجود است و اين همان است چون منشأش شك در اتيان بسم اللّه است منتها شك در وجود بر دو قسم است : الف : شك در وجود مطلق اعم از اينكه صحيح باشد يا فاسد ، ب : شك در وجود مقيد يعنى وجود صحيح و اگر اين همان شد پس موضوعا داخل در آن بوده و طبيعى است كه همان احكام را هم داشته باشد . 2 - آنكه محل بحث است اينكه : گاهى شك ما در صحت يك امر موجود و يك عمل اتيان‌شده صرفا از قبيل شك در صحت است و به‌هيچ‌وجه من الوجوه به شك در اصل اتيان عود نمىكند [ به بيان بهتر : اجزاء و شرائط دو گونه هستند ] : 1 - اجزاء و شروط ماديّه مثل قرائت - ركوع - سجود ، سلام ، تشهد و . . . كه از اجزاء ماديه هستند و مثل وضو و غسل و ساتر و . . . كه از شروط ماديه هستند . 2 - جزء يا شرط صورى مانند موالات و ترتيب و تجويد و جهر و اخفات و . . . كه از امور صوريه هستند و مربوط به هيئت و صورت عبادت مىشوند ربطى به مادّه ندارند اجزاء ماديه هركدام داراى وجود مستقل و جوهرى هستند و داراى محلّى مىباشند ولى اجزاء صوريه وجود عرضى دارند