روشن خواهد شد ] و چه ساير شرائط و باز مطلقا يعنى چه نسبت به بعد از فراغت از عمل و چه نسبت به اثناء عمل و چه نسبت به كسى كه وارد عمل نشده ولى در آستانه ورود در آنست .
بنابراين اگر شخصى پس از پايان نماز شك كرد كه آيا وضو داشته يا نه ؟ استقبال الى القبلة را مراعات كرده يا خير به حكم قانون فراغ اعتنا نكند و بلكه بالاتر اگر در اثناء عمل شك كرد كه وضو دارد يا نه ؟ باز هم به شك خود اعتنا نكند و بگويد : انشاءالله وضو دارم و بلكه بالاتر اگر خود را مهياى از براى نماز كرده و در دالان ورودى منزل نماز است و شك مىكند كه وضو گرفتهام يا خير باز هم به شك خود اعتنا نكند و باز مطلقا يعنى چه نسبت به همين غايت موجود كه مثلا نماز ظهر باشد كه خوانده يا در حال خواندن است و چه نسبت به غايات بعدى از قبيل نماز عصر و . . . كه هنوز وارد آن نشده به شك خود اعتنا نكرده و بنا را بر متوضى بودن گذاشته و حتى براى نمازهاى بعدى هم بدان قناعت كند .
دليل كاشف العظاء بر تمامى اين سخنان بناء عقلا است يعنى انسان عاقل وقتى مىخواهد كارى را شروع كند با همهء مقدماتش شروع مىكند تا عمل او صحيح و مبرئ ذمه باشد نه اينكه به عمل ناقص اكتفا كند حال اين شخص در آستانه نماز يا در اواسط آن يا در آخر شك مىكند كه وضو را گرفته يا نه به حكم بناء عقلا بگويد انشاءالله شرائط را مراعات كردهام و به شك خود اعتنا نكند و بگذارد و بگذرد .
قول [ دوم : ]
و ما ابعد :
نظريه اولى صددرصد افراطى بود كه براى قانون فراغ و تجاوز در باب شك در شرائط ميدان وسيعى را قائل بود در مقابل آن نظريهء دوّم صددرصد تفريطى است و براى شك در شرط هيچ حسابى باز نكرده و مدعى است كه در