ندانستهاند و اين بر همان اساس است كه مجموعه را عمل واحد و به منزلهء بسيط حساب كردهاند .
و لذا گفتهاند بايد اعتنا كرد پس عجيب و غريب نيست .
شاهد سوم :
قوله : و قد عرفت :
اين نيز صرفا به جهت رفع استبعاد است و آن اينكه در صحيحه اسماعيل بن جابر آمده بود : اذا شك فى الركوع بعد ما سجد و فى السجود بعد ما قام . . .
درحالىكه پس از ركوع و قبل از سجود هوى هم هست و پس از سجود قبل از قيام نهوض در كار است ولى گويا مجموع ركوع و هوى فعل واحد محسوب شده و تا به سجود نرسيده باشد از محل نگذشته و هكذا نسبت به سجده و نهوض . . .
فلا غرو در اينكه دو يا چند چيز را كه اجزاء هستند واحد و به منزله بسيط حساب كنيم .
قوله : و مما يشهد :
شاهد چهارم : همان گونه كه در آغاز موضع چهارم گفته آمد در خصوص باب وضو اجماع و سنّت حكم را روشن كرده كه پس از تجاوز از محل هم به شك خود اعتنا بكن . . . ولى در باب غسل و تيمم نه اجماعى و نه نصى نداشتيم و معذلك مشهور فقهاء اين دو باب را به وضو ملحق ساختهاند حال آيا حضرات قياسى شدهاند ؟ حاشا و كلّا .
زيرا كه قياس ظنى بدعت و هر بدعتى حرام و صاحب آن در نار است و حرمت و بطلان عمل به قياس از ضروريات مذهب شيعه است پس وجه الالحاق چيست ؟ وجه الحاق همان تنقيح مناط است كه ذكر شد يعنى حضرات وضو را فعل واحد اعتبار كردهاند از آن حيث كه مسبّب آن واحد بسيط و غير قابل تجزيه مىباشد [ و هو الطهارة ] و همين مناط در غسل و تيمم هم هست كه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٩