وسيعى است و مىتوان گفت دائره معنا و مفهوم آن از منطقة البروج هم اوسع است بر عمل بسيط اطلاق مىشود بر عمل مركب نيز اطلاق مىشود در مركبات هم بر اجزاء اصليه اطلاق مىشود بر اجزاء فرعيه نيز اطلاق مىشود فى المثل كل وضو شيئى از اشياء است و غسل يد يمنى نيز مركبى از مركبات و شيئى از اشياء است و . . . و هكذا صلاة و قرائت و . . . حال قدر مسلّم اينست كه اين اطلاقات از نوع استعمال لفظ در اكثر از معناى واحد نيست تا محذور داشته باشد بلكه از باب مشترك معنوى است كه قدر جامع همهء آنها عبارتست از ثبوت ، تقرّر ، كون ، تحقّق و . . . تا اينجا مقدمه بود .
اشكال اوّل : اگر كسى در حال غسل يد يسرى در عضوى از اعضاء دست راست شك كرد مثلا در يك انگشت دست راست شك كرد كه شسته يا نه در اينجا به حكم ظاهر ذيل انما الشك فى شىء [ يعنى فى مركب ذات الاجزاء مثل غسل يد اليمنى ] لم تجزه مفهومش اينست كه فاذا جاوزته [ كه در مثال مذكور تجاوز كرده و به شيئى ديگر يعنى يد يسرى وارد شده ] فشكك ليس بشيء ، آنگاه اين ذيل با قاعده تجاوز منطبق و هماهنگ مىشود ولى با اجماعى كه در باب وضو ذكر شد مخالفت دارد .
اشكال دوّم : اگر كسى در حال شستن دست چپ شك كرد كه آيا دست راست را شسته يا خير ؟ در اينجا به حكم ذيل حديث : انما الشك فى شىء ] يعنى وضوئى كه چون وضو مركب ذات الاجزاء است و شيئى من الاشياء ] لم تجزه مفهومش اينست كه بعد از تجاوز از آن شىء يعنى از وضو به شكت اعتنا نكن آنگاه اين ذيل با اجماع در باب وضو موافق ولى با قاعدهء تجاوز مخالف است و قاعدهاى كه از اين حديث استفاده مىشود با قاعدهاى كه از اخبار سابقه در اول مسئله ثانيه مستفاد بود متعارض مىشوند حال راه حلّ اين دو معضله چيست ؟
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 216
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٦