[ مثلا غسل اليد اليمنى ] گذشته باشى و وارد جزء بعدى [ مثلا غسل اليد اليسرى ] شده باشى يا اينكه هنوز از محل تجاوز نكرده باشى طبق اين معنا ، صدر حديث با اجماع در باب وضو موافق است ولى با قاعدهء تجاوز از محلّ مخالف است چون قانون تجاوز مىگويد همينكه وارد جزء بعدى شدى به شكت اعتنا نكن .
2 - و شايد ضمير غيره به كلمهء شىء عود كند كه در اين فرض مفاد منطوق صدر اين است كه : اگر در فعلى از افعال وضو شك كردى و در غير آن فعل مشكوك [ يعنى فعل ديگر از وضو ] وارد شده بودى به شكت اعتنا نكن مفهومش اينست كه امّا قبل از تجاوز از محلّ آن جزء مشكوك و ورود به جزء بعدى بايد به شكت اعتنا بكنى طبق اين احتمال صدر حديث موافق با قاعده تجاوز مىشود ولى با اجماع در باب وضو مخالف خواهد بود .
و ما احتمال اول را ترجيح مىدهيم اوّلا به قرينهء اجماع و ثانيا به قرينهء اينكه الاقرب يمنع الابعد و . . . پس از اينكه مفاد صدر روشن شد مىگوييم : ذيل حديث هم قانون كلى مطلب را ذكر كرده و آن اينكه : انما الشك فى شىء لم تجزه اى انما الشك فى عمل [ مثل وضو ] لم تجزه كه مفهومش اينست كه فاذا جاوزته [ يعنى از وضو تجاوز كردى و گذشتى ] فشكك ليس بشيء و اين ذيل اختصاص به باب وضو ندارد بلكه با ادوات حصر هم آمده كه دلالت دارد كه منحصرا شك در عملى است كه از او تجاوز نكرده و وارد عمل بعدى نشدهاى [ چه وضو و چه نماز و . . . ] و بعد از تجاوز ارزشى ندارد .
قوله : و لكن :
حالا كه ذيل حديث قانونيت داد به مطلب و باب وضو را از استثنا بودن خارج كرد اگر ما به همين ظاهر ذيل اعتماد كنيم دو اشكال اساسى متوجه خواهد شد كه بايد راه حلّى بجوئيم و قبل از طرح اشكالات .
مقدمهاى مىآوريم : كلمهء شىء از كلماتى است كه داراى معناى بسيار
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 215
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢١٥