قرائت هم نشده در اينجا از محلّ تكبيرة تجاوز كرده چون محل آن بلافاصله پس از نيت بود و الآن لحظاتى فاصله شده پس تجاوز آمد بدون اينكه دخول در غير بيايد .
يا مثلا پس از خواندن سورهء مباركهء حمد به مقدار خواندن سوره غافل مانده ناگهان به خود آمده و شك مىكند كه آيا سوره را خوانده و بايد ركوع كند يا نخوانده ؟ باز از محل تجاوز كرده چون محل سوره بدون فصل طويل ميان او و حمد بود و الآن فصل كذائى آمده ولى هنوز ورود در غير هم نيامده در چنين مواردى ثمره ظاهر مىشود يعنى اگر معيار مجرد تجاوز از محل باشد الآن حاصل شده پس نبايد به شك اعتنا كند و اگر معيار تجاوز از محل و دخول در غير باشد الآن حاصل نشده پس بايد برگردد و به شك خود اعتنا كند .
با عنايت به اين مقدمهء طولانى در تعيين محل بحث در جواب دو سؤال مذكور مىگوئيم : مجموعا در اين رابطه چهار نظريه مطرح است :
1 - ظاهر دو روايت صحيحهء زراره و اسماعيل بن جابر اينست كه معيار دخول در غير است و عدّهاى براساس همين ظاهر معيار را دخول در غير گرفتهاند .
2 - ظاهر روايت موثقه محمد بن مسلم اينست كه مناط مجرّد تجاوز از محل است و لو دخول در غير هم حاصل نشده باشد و جمعى همين را برگزيدهاند .
مرحوم شيخ مىفرمايد : دو حديث اول مقيد به قيد دخول در غير هستند و حديث سوم از اين حيث مطلق است و امر دائر است بين اينكه ما ظهور اطلاقى حديث سوم را گرفته و معيار را مجرّد تجاوز از محل بگيريم و تقييد در دو حديث قبل را حمل بر غالب نموده و بگوئيم قيد و قد دخل فى غيره قيد غالبى و وارد در مورد غالب است بدين معنا كه چون در غالب موارد [ در امثال وضو و صلاة و غسل و . . . كه بطور موالاتى انجام مىپذيرند ] شك در جزئى از اجزاء
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 206
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠٦