و امّا عقل : از ديدگاه عقلى ابتدا به ساكن از محالات است و لذا راء اكبر را بدون ذرّهاى فاصله با باء ذكر مىكنند و به زبان مىآورند [ البته در اين مثال مرحوم آشتيانى مناقشه كرده كه راء اكبر ساكن نيست بلكه متحرك است و بهتر بود به كاف اكبر كه ساكن است مثال مىزديد ولى منظور مرحوم شيخ از مثال به راء براساس متعارف بود كه راء را به سكون برگزار مىكنند هرچند بالاصالة متحرك باشد ] حال در تمام اين موارد اگر از محل شرعى يا عرفى يا عقلى تجاوز كرديم به شك خود اعتنا نمىكنيم .
و امّا عادت عمومى : شرعا ميان اجزاء غسل موالات شرط نيست بلكه مىتوان مثلا سر و گردن را غسل داده و پس از ساعتى سمت راست بدن را غسل داد و هكذا ولى برحسب عادت نوع مسلمانها غسل را موالاتا بجا مىآورند و ميان اجزاء فاصله نمىاندازد .
حال اگر كسى كلا از غسل دست كشيده و مشغول كار ديگرى شده ولى ناگهان شك مىكند كه آيا جانب چپ را شسته يا خير ؟ شك او پس از تجاوز از محلّ عادى است و يا عادت شخصيه باشد مثلا شخصى معتاد است به اينكه هميشه نمازش را اوّل وقت و در مسجد به فرادا يا به جماعت برگزار مىكند ولى امروز يك ساعت از آغاز وقت گذشته و شك مىكند كه نماز را خوانده يا خير ؟
براساس عادت شخصى شكش پس از تجاوز از محل است و . . .
از اين موارد تجاوز از محل شرعى و عرفى و عقلى معتبر است و شك بعد از آن حتما ارزشى ندارد امّا آيا تجاوز از محل عادى چه نوعيه و چه شخصيه هم مىتواند ملاك باشد و اگر كسى پس از تجاوز از آن مردّد شد به شك خود اعتنا نكند ؟ در اين رابطه دو قول است :
1 - اينجاها به شك خود اعتنا بكند .
2 - باز هم به شك خويش اعتنا نكند و بنا را بر اتيان بگذارد .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 201
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٠١