تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
خروج مورد و يا تخصيص مورد لازم مىآيد و هو قبيح مستهجن . بنابراين احتمال اوّل متعين مىشود كه مراد شك در اصل وجود شيئى باشد و احتمال ثانى را با اصل عدم و استصحاب بايد روشن سازيم و يا اگر كسى بتواند اولويتى درست كند آن را بطريق اولى ملحق سازيم . سؤال : پس تعبيرات به خروج و تجاوز و مضى كه قرينه بر احتمال ثانى بود توجيهش چيست ؟ جواب : در اين‌ها دو احتمال وجود دارد : 1 - مراد خروج و تجاوز از عمل باشد تا با احتمال ثانى بسازند يا مراد خروج و تجاوز از محل شىء مشكوك باشد مع قطع النظر از اصل انجام تا با احتمال اول بسازد و هذا هو المطلوب پس تا اينجا يك مشكل را حل كرديم . قوله : و لكن : تطبيق دو روايت با معناى اول مشكل است يكى روايت موثقه محمد بن مسلم و ديگرى موثقه ابن ابى يعفور امّا اولى تعبير كرده به فامضه كما هو كه به معناى اينست كه عمل را كه انجام داده‌اى امضا كن و ماضى قرار بده كما هو يعنى او را جامع همهء اجزاء و شرائط محسوب كن و اين با احتمال ثانى مناسبت دارد . و امّا دوّمى هم صدر و ذيلش اينست كه قبل از فراغ از عمل كه در اثناء هستى به شك خود اعتنا بكن و بعد از فراغ اگر در شرط يا جزئى شك كردى اعتنا نكن و پيدا است كه اصل عمل انجام گرفته و شك ما در صفت موجود است اين نيز با معناى ثانى تناسب دارد نه اوّلى . قوله : لكن : انصاف اينست كه اين دو موثقه نيز قابل توجيه است امّا اوّلى : منظور از فامضه كما هو يعنى بنا را بر وقوع بگذار و بگو ان‌شاءالله آن‌گونه كه بايد انجام داده ام نه اينكه انجام نداده باشم .