مثل هوى كه مقدمه ركوع يا سجود است و صعود كه مقدمه ركعت بعدى است ؟
سؤال ديگر اينكه : شك در شىء بر دو گونه است : 1 - شك در اصل وجود آن شىء .
2 - شك در وصف صحت آن مثلا گاهى شك مىكنيم كه ركوع يا سجود يا قرائت را انجام دادهايم يا نه و گاهى شك مىكنيم كه ركوع را با طمأنينه ، قرائت را با تجويد كامل و . . . انجام دادهايم يا خير آيا قانون فراغ و تجاوز در شك در اصل وجود جارى مىشود ؟ يا در شك در صحت موجود ؟ يا در هر دو ؟
اينها و امثال آن سؤالاتى است كه بايد پاسخ داده شود و پاسخ به اين پرسشها نيازمند طرح و بررسى روايات باب است و لذا قبل از هر چيزى بايد روايات را مطرح كنيم تا به بركت آنها هرگونه شبههاى زائل شود :
قوله : فنقول :
بطور كلى روايت باب را به دو دسته تقسيم مىكنيم :
الف : روايات عامه كه اختصاص به بابى دون باب ندارد بلكه قاعده كليهايست كه در جميع ابواب جا دارد .
ب : روايت خاصه كه مخصوص به باب وضو يا نماز و امثال آنست ولى مشعر به عموميت دارد روايات عامّه باز در تقسيمى سه قسم مىشوند :
الف : برخى مخصوص به تجاوز از محل و فراغ از عمل است با قطع نظر از دخول در غير .
ب : برخى مخصوص موردى است كه از محل شىء مشكوك گذشته و به عمل ديگر وارد شده باشيم .
ج : و برخى دوپهلو است يعنى صدر آن با يكى از دو صورت مذكور و ذيل آن با صورت ديگر تناسب دارد و روايات عامهاى كه مرحوم شيخ نقل نموده چهار روايت است كه عبارتند از :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٥