و لا عكس آنگاه اگر در اين موارد هم استصحاب مقدم مىشود لازم مىآيد قاعده اصالة الصحة لغو و عبث باشد و هو قبيح لا يصدر من الحكيم .
امّا عكس مطلب تالى فاسد ندارد يعنى اگر اصل صحت مقدم شود استصحاب لغو نمىشود و موارد فراوانى هست كه بلا معارض جارى مىشود و لذا اصالة الصحة بر استصحاب مقدم مىشود از باب تخصيص و توسط ادلّه اين اصل ادلّه استصحاب تخصيص مىخورند .
سؤال : جناب شيخ آيا به عقيدهء شما اصالة الصحة از امارات است يا از اصول ؟
جواب : از امارات است و شاهد مطلب تعبيرى است كه در روايت آمده كه : هو حين يتوضأ اذكر منه حين يشك يعنى شخص غالبا در هنگام اشتغال به وضو يا هر كارى التفات و توجهش بيشتر است و غالبا هم انسان ملتفت عمل را صحيح و مطابق امر انجام مىدهد و لذا احتمال قوى مىدهد كه عملش صحيح بوده و الظن يلحق الشّيء . . . و ظاهر حال بر اصل مقدم است و تمام اينها اماره بودن را دلالت مىكنند نه اصل تعبدى بودن را .
قوله : و لا اشكال :
اصل مطلب كه اصالة الصحة بر استصحاب مقدم مىشود جاى بحث نيست ولى سؤالى در اين رابطه مطرح است كه بايد اجابت شود و آن سؤالات عبارتند از : معناى فراغ چيست ؟ معناى تجاوز كدام است ؟ آيا فراغ و تجاوز يك قاعده محسوب مىشود يا دو قاعده ؟ آيا مجرّد تجاوز و فراغ از محل و عمل براى عدم اعتناء به شك كافى است يا دخول در غير لازم است ؟ برفرض لزوم و اشتراط ورود در غير مراد از غير چيست ؟ آيا مراد خصوص اجزاء ركنيه است ؟ يا مراد مطلق اجزاء واجبه است و لو ركنى نباشد ؟ يا مراد مطلق اجزاء است و لو واجب نباشد ؟ يا مراد مطلق غير است و لو جزء بعدى نباشد بلكه مقدمهء آن باشد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 194
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٤