تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
و در ادلّه استصحاب هم آمده كه لا تنقض اليقين بالشك مراد از شك عدم العدم نيست تا شما بفرمائيد : با قيام امارهء ظنيه هم عدم العلم وجدانا باقى است و مرتفع نمىشود فلا معنى للورود بلكه شك به معناى تحير است و لا ريب در اينكه با قيام امارهء ظنيه معتبره تحير رخت مىبندد و اطمينان خاطر و آرامش جايگزين آن مىشود پس موضوع اصل وجدانا نابود شد و هذا معنى الورود . دليل دوّم : سلمنا كه شك به معناى عدم العلم است و با قيام اماره هم عدم العلم منتفى نيست چون اماره ظن‌آور است نه علم‌آور ولى اين با قطع نظر از دليل حجيت است امّا مع الالتفات به ادلّه حجيت ما قطع به حجيت اماره پيدا مىكنيم و در حقيقت عمل به اماره عمل به آن پشتوانهء قاطع است و علىهذا نقض حالت سابقه نقض يقين به شك نيست بلكه نقض يقين به يقين است و هذا هو معنى الورود . قوله : و فيه : از دو دليل مذكور دو نوع جواب مىدهيم : 1 - جواب اختصاصى از هركدام 2 - جواب اشتراكى امّا جواب اختصاصى از اوّلى : ما قبول نداريم كه شك در لسان اخبار به معناى تحير باشد بلكه به قرينهء مقابلهء شك با يقين ، شك به معناى عدم اليقين است كه با قيام اماره هم موجود است فلا وجه للورود . و امّا جواب اختصاصى از دوّمى : درست است كه امارات پشتوانه قاطع دارند ولى اخبار كه گفته لا تنقض . . . بل انقضه بيقين آخر منظور از يقين آخر يقين بر خلاف حالت سابقه است يعنى مثلا يقين به عدالت داشتى حالا يقين به عدم آن دارى نه اينكه مراد يقين به امر ديگرى باشد كه اعتبار و حجيت امارات باشد پس مغالطه نشود [ اين دو جواب را مرحوم آشتيانى در بحر آورد ] . و امّا جواب اشتراكى از هر دو : به صرف اينكه شك را به معناى تحير بگيريم [ در دليل اوّل ] يا به صرف اينكه بگوئيم امارات ظنيه پشتوانه قاطع دارند