ارتفع عدم العلم و التحير و . . . و هذا هو معنى الورود و هذا واضح لا ريب فيه .
و امّا نسبت به ادله اجتهاديه ظنيه و يا امارات معتبره : اختلاف است كه اين تقديم از چه بابى است ؟ و مجموعا سه نظريه مطرح شده كه قبل از طرح انظار و بررسى ادلّهء آنها و انتخاب قول حق مقدمهاى را در رابطه با چهار اصطلاح مذكور تقديم مىدارم هرچند در جلد دوّم شرح رسائل در اوّل مباحث شك اينها را معنا كردم و در آغاز جلد هفتم نيز به يارى حقّ خواهد آمد و كاملتر از اينها در جلد سوم شرح اصول فقه در مبحث تعادل و تراجيح آوردهام و در اينجا به خلاصهاى بسنده مىكنم :
امّا تخصّص : عبارتست از خروج الشّيء بنفسه عن موضوع الدليل يعنى دليلى آمده و حكمى را روى عنوانى بار كرده كه بطور خودكار افراد و مصاديقى از تحت آن عنوان خارجند و نيازى به اخراج و استثنا ندارند و اگر استثنائى بيايد منقطع خواهد بود نه متصل مثل جاءنى القوم كه از اوّل حمار را شامل نيست و اكرم العلماء كه از اول جهال را شامل نيست و أهن المستكبرين كه از اول مستضعفين را شامل نيست و . . .
و در مورد تخصص نيازى به وجود دو دليل نيست بلكه يك دليل است كه افرادى را شامل است . . .
و امّا ورود : آنست كه دو دليل داريم كه يكى از آن دو وارد و ديگرى مورود است و دليل وارد موضوع دليل مورد را وجدانا نابود مىسازد و با آمدن آن دليل ديگر مورد و موضوع ندارد حقيقتا نه تعبدا و تنزيلا و ادعائا مثلا ادلّه اجتهاديه قطعيه بر اصول عمليه عقليه و شرعيه ورود دارد و با قيام نص قرآنى شكى نمىماند تا اصلى جارى شود [ در ما نحن فيه مراد از تخصص و ورود به يك معنا است در عبارت مرحوم شيخ و لو در جاى ديگر هركدام معناى خاص به خود را دارند ] .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 169
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٦٩