تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
تضمين مىكند ولى بقاء و استمرار را دلالت ندارد چون در بقاء اعتقادى نيست و حال آنكه مطلوب اثبات را استمرار هم هست . قوله : و ربما فصل : 3 - نظريه سوم : مرحوم كاشف الغطاء قائل به تفصيل شده : گاهى بعد از حصول شك سارى هم به مقدمات اعتقاد سابق التفات و توجه دارد و مىداند كه اعتقاد به عدالت زيد در روز جمعه از طريق فاسد و مقدمات باطله‌اى پيدا شده بود فى المثل از راه استخاره ، رؤيا . قول فاسق و . . . در اين فرض پس از شك سارى آن اعتقاد قبلى ارزشى ندارد و وجودش كالعدم است و لا يترتب عليه اثر . به همان دليل كه مرحوم شيخ فرمودند كه لا دليل على اعتباره ولى گاهى در زمان سابق از مقدماتى اين اعتقاد برايش حاصل شده بود سپس آن اعتقاد براى چند دقيقه يا ساعت غيبش زد و از نظر وى غايب گرديد و وى به كلى غافل شد و بعد هم كه روز شنبه شك مىداند در عدالت يوم الجمعة اصلا نمىداند كه آن اعتقاد از چه راهى حاصل شده بود ؟ آيا از طرق معتبره ؟ يا مقدمات باطله ؟ در چنين صورتى آن اعتقاد قبلى ارزش دارد و بنا را برطبق همان يقين بگذارد و به شكش اعتنا نكند يعنى هم حكم به حدوث بكند و هم به بقاء . قوله : و هو : مرحوم شيخ مىفرمايند : اين تفصيل از نظريه دوّم كه بقول مطلق قانون اليقين را معتبر مىدانست اجود است زيرا كه بالاخره در قسمتى با ما همراه است و سخن حق را پذيرفته ولى در قسمت دوّم سخن ناصوابى دارد كه صرف ادّعا است و اتمام آن با دليل كار آسانى نيست . قوله : و ان اريد : اگر مراد از قاعدهء اليقين معناى ثانى باشد يعنى اصل حدوث عدالت