آنگاه اگر مراد از من كان على يقين يعنى يقين به عدالت زيد بقول مطلق و بنحو لا به شرط از زمان باشد مراد از فشك هم يعنى شك در نفس عدالت زيد بنحو لا به شرط خواهد بود و معناى فليمض على يقينه هم يعنى مضى بر يقين به عدالت يعنى حكم به استمرار ما كان خواهد بود كه اين يك معناى علىحده است و مربوط به قانون استصحاب است .
و اگر مراد از من كان على يقين يعنى يقين به عدالت زيد يوم الجمعة بنحو به شرط شىء يعنى مقيد به قيد يوم الجمعة باشد مراد از فشك هم يعنى شك در همان عدالت مقيده خواهد بود و معناى فليمض على يقينه هم عبارت خواهد بود از حكم به حدوث آن مع قطع النظر عن البقاء كه اين معناى مستقل ديگرى است و مفاد قانون اليقين است و به عبارت ديگر يا متكلم در كلام واحد شيئى واحد را كه متيقن سابق است بنحو لا به شرط نسبت به زمان [ يوم الجمعة ] ملاحظه مىكند و در خطابش اخذ مىكند و يا بنحو به شرط شىء لحاظ مىكند و لا ريب در اينكه اجتماع اللحاظين از محالات است و به عبارت كاملتر واقع و نفس از چهار حال خالى نيست :
1 - يا متكلم در خطابش هيچكدام از دو اعتبار لا به شرطى و به شرط شىء را لحاظ نكرده و اهمال كرده كه اين با حكمت مولاى حكيم سازگار نيست و خلاف مفروض بحث هم مىباشد .
2 - و يا هر دو اعتبار را مد نظر قرار داده و لحاظ نموده است كه اين هم اجتماع متنافيين است .
3 - و يا خصوص اعتبار عدالت بنحو به شرط شىء نسبت به زمان لحاظ شده كه مفاد قانون اليقين است .
4 - و يا خصوص اعتبار لا به شرطى لحاظ شده كه مفاد قانون استصحاب است و حيث اينكه احتمال اول و دوم باطل است فتعين احتمال ثالث يا رابع
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 152
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٥٢