تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
يك مسئله فقهى متعرض شده و آن اينكه : اگر كسى با يقين به صحت و اكمال از وضو فارغ شد سپس شك كرد كه وضويش كامل بوده يا خير ؟ صحيح بوده يا خير ؟ طهارت باطنيه حاصل شده يا خير ؟ [ پيدا است كه شك سارى است ] به اين شك اعتنا نكند و نيازى به اعاده نيست بدليل اينكه در صحيحه زراره آمده : لا تنقض اليقين ابدا بالشك [ البته اگر به قاعده فراغ و تجاوز استناد مىشد جاى بحث نبود ولى صريحا به خبر استصحاب استدلال شده ] . سپس مرحوم شيخ مىفرمايد : شايد محقق سبزوارى اين مطلب را از سخنان ابن ادريس و ديگران گرفته كه آنها نيز در شبيه اين مسئله چنين تعبيراتى دارد ولى نمىتوان بطور قطع مدعى شد كه قدماء اين تعبيرات را از اخبار گرفته باشد و به‌هرحال سبزوارى و ديگر متأخرين صريحا گفته‌اند اخبار استصحاب عموميت و اطلاق دارند و هر دو قاعده را مىگيرند منتها خود اين‌ها دو دسته شده‌اند : الف : گروهى برآنند كه اگرچه اين ادلّه فى حدّ نفسها اطلاق دارند و هر دو قانون را شامل مىشوند و لكن به اين اطلاق نتوان تمسك كرد زيرا كه انصراف دارد به خصوص قانون استصحاب [ هم انصراف ظهورى كه ارزش دارد و جلو تمسك به اطلاق را مىگيرد و منشأ آن غلبهء استعمال است زيرا كه غالبا اين اخبار و تعبيرات در موارد شك در بقاء به كار رفته و از سؤالاتى كه اين اخبار در جواب آنها وارد شده به خوبى پيدا است و هم انصراف بدوى كه ارزشمند نيست و سرچشمه مىگيرد از غلبهء وجود خارجى يعنى در خارج هم غالبا شكوكى كه پس از يقين پيدا مىشوند از قبيل شك در بقاء هستند ] . ب : و گروهى مىگويند : اين اطلاقات به قوت خود باقى است و ما وجهى براى انصراف نمىبينيم پس به اطلاق آنها تمسك كرده و مىگوئيم هر دو قاعده منظور نظر است .