مستفاد نيست ولى از لحاظ عرفى موضوع تعميم دارد البته باز حكم عرف مقدم است و نوبت به دقت عقليه و . . . نمىرسد .
4 - از همه لحاظ موضوع بحمل و مبهم باشد و ندانيم كه خصوص عنوان عنبيت و . . . موضوع است يا قدر جامع البته بايد به قدر متيقن اكتفا نموده و در ما زاد مشكوك از اصول و قواعد ديگر استفاده كنيم .
قوله : نعم :
اگر كسى ادّعا كند كه ظهور وضعى قضيهء العنب حلال دلالت مىكند كه موضوع الحكم همين عنوان عنبى باشد و حكم شرعى متقوم به همان عنوان باشد [ و گرنه شارع مقدس نمىفرمود العنب حلال بلكه موضوع را تعميم مىداد ] و اگر چنين بود بايد گفت با انتفاء اين موضوع حكم هم منتفى مىشود و وجهى براى استصحاب الحكم نيست .
قوله : و لكنك : جواب ما اينست كه ظهور وضعى و دقت عقلى هيچكدام ملاك نيست بلكه ملاك فهم عرف است و عرفا چنان كه در و التحقيق ملاحظه كرديم عناوين مختلف و متفاوتند چه اينكه احكام نيز متفاوتند و در امثال قضيهء مذكوره يعنى العنب حلال عرف موضوع را تعميم مىدهد و خطابات هم محوّل به عرف است .
قوله : و قد تقدم :
اين سخن در حقيقت تاييدى براى جواب فوق است و آن اينكه : سابقا نقل كريم براى شما داستان بقاء نجاست خنزيرى را كه استحاله شده به نمك و گفتيم اكثر اهل العلم مىگويند نجاست استصحاب مىشود چون موضوع باقى است و گفتيم كه مختار فاضلين هم همين است [ البته بقول مرحوم ملّا رحمت الله : كانّ حكاية ذلك كانت مذكورة فى مسودات المصنف فاسقطها عند النقل منها الى المبيّضة .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٤٢