يعنى بعضىها دائر مدار صدق اسم هستند دون بعض [ بقول اوثق الوسائل :
مثل ان حكم الرطب او العنب من الطهارة و الحلية مثلا يسرى الى التمر و الزبيب به حكم العرف كما اشار اليه المصنف ره بخلاف ما لو حلف ان لا ياكل احد الاوّلين فلا يحنث با كل احد الاخيرين فتدبر ] و مجموعا مراتب تغير را به سه مرحله تقسيم مىكنيم :
مرحلهء اوّل : پارهاى از مراحل تغير موضوع بسيار ضعيف و خفيف است به گونهاى كه عرفا دليل همان عنوان مأخوذ در خطاب شرع شامل قبل و بعد از تغير مىشود بدون اينكه نيازى به استصحاب باشد .
توضيح اينكه : براى فهميدن مرادات شارع از خطابات مرجع عرف است و عرف اينگونه تغييرات را مؤثر ندانسته بلكه موضوع را اعمّ مىداند و قاطعانه مىگويد حكم هم باقى است به حكم ظاهر دليل اجتهادى بدون اينكه نيازى به استصحاب باشد .
مرحلهء دوّم : پارهاى از مراتب تغيّر تقريبا متوسط و قابل توجه است منتها در حدّى نيست كه عرفا بگويند پس از تغيير موضوع عوض شده بلكه مىگويند الآن هم موضوع باقى است ولى در بقاء حكم چندان قاطع نيستند ولى عملا حكم را ابقاء مىكنند يعنى از استصحاب مدد مىگيرند پس باز هم حكم باقى است ولى نه به بركت ظاهر دليل بلكه به بركت استصحاب .
مرحلهء سوّم : پارهاى از مراتب تغيّر هم خيلى تغيير فاحش و زياد است به گونهاى كه عرفا هم موضوع قبلى منتفى است و حقيقتا استحاله آمده و در نتيجه حكم هم منتفى خواهد بود كه در اينگونه موارد حتى استصحاب هم به درد اثبات بقاء حكم نمىخورد پس هر مرحلهاى حسابى دارد و در تمامى اين مراحل فرقى ميان اعيان نجسه و متنجسه عرفا وجود ندارد .
مثالهاى مرحله اوّل : مثال حنطه ، رطب ، عنب كه قبل از و التحقيق
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 138
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣٨