تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
چنانچه معظم فقها تفصيل ندادند بلكه مشهور گفتند استحاله مطلقا مطهر است و بعضى گفتند مطلقا مطهر نيست و نه تنها فرق نگذاشته‌اند بلكه بعضىها تصريح كرده‌اند كه اگر استحاله در اعيان نجسه مطهر است كه نجاست آنها ذاتى است پس در اعيان متنجسه كه نجاست آنها عرضى است بطريق اولى مطهر است حتى صاحب معالم و ديگران به اين اولويت تمسك كرده‌اند . توضيح اينكه : بعضىها مثل محقق قمى مطلق ظن را حجت دانسته‌اند از باب انسداد اين‌ها ممكن است بگويند اين اولويت ظنيه است ولى صاحب معالم و ديگران كه ظن مطلق را حجت نمىدانند بلكه طرفدار ظن خاصند و ظن خاصى در اينجا نيست تا از آن باب تمسك كنند و مع‌ذلك به اولويت تمسك كرده‌اند كه اين هم قرينه است كه چنين اولويتى يك اولويت قطعيه است نه ظنيّه . قوله : و مما ذكرنا : از اين مباحثى كه با محقق سبزوارى كرديم اشكال سخن فاضل هندى و ديگران روشن مىشود كه گفته‌اند حكم به تنجس در اعيان متنجسه دائر مدار اسم و عنوان نيست تا با استحاله پاك شوند بلكه حكم براى صورت جنسيه يعنى جسميت ثابت است كه پس از استحاله هم باقى است پس تنجّس هم باقى است . . . ولى روشن شد كه مسئله از اين قرار نيست و فرقى ميان نجس و متنجس نيست . قوله : فالتحقيق : استحاله و تغيّر صورت نوعيهء اجسام مساوى و يكسان نيست بلكه بطور مختلف و متفاوت و ذات المراتب است به گونه‌اى كه پاره‌اى از مراتب تغيّر موجب انتفاء موضوع شده ولى بعض ديگر از آنها سبب انتفاء موضوع نمىشوند كما اينكه احكامى هم كه بر اين موضوعات مترتب مىشوند متفاوتند