موضوعاتها . . . پس قابل اشكال است كه پس از استحاله موضوع عوض شده و جاى استصحاب حكمى نيست .
منتها از جهتى شاهد مطلب ما است و آن اينكه عرفا ممكن است موضوع الحكم اعم از واجد الوصف و فاقد آن قرار داده شود نظير آنچه در مورد الانسان طاهر گفته آمد و نيز در الكلب نجس و نيز در انسان غير بالغ و مجنون و . . .
3 - قول فاضل هندى صاحب كشف اللثام و به پيروى از ايشان محقق سبزوارى صاحب الذخيرة و الكفاية : اينها تفصيل دادهاند ميان اعيان نجسه كالبول و الدم و الكلب و . . . و اعيان متنجسه كالماء و البدن و الثوب و . . .
يعنى مدّعى شدهاند كه نسبت به اعيان نجسه استحاله مطهر است همان گونه كه مشهور مىگويند .
پس اگر كلبى به ملح مستحيل شد طاهر مىگردد و اگر ميتهاى به تراب متحول شد پاك مىگردد .
بدليل اينكه در لسان ادلّه حكم تنجّس بر وصف عنوانى كلبيت و ميتويت و . . . مترتب شده و با زوال آن حكم نيز زائل مىشود ولى نسبت به اعيان متنجسه استحاله مطهر نيست همان گونه كه محقق و علامه و . . . مىگويند پس اگر چوبى با نجس ملاقات كرد و متنجّس گرديد چنانچه سوزانده شود و تبديل به زغال و خاكستر شود پس از استحاله هم همچنان متنجس خواهد ماند بدليل اينكه در فتاواى فقهاء .
و نيز در معاقد اجماعات علماء اينگونه تعبير شده : كل جسم لاقى نجسا مع الرطوبة و مع قابلية الملاقى للانفعال فهو متنجّس يعنى هر جسمى كه اوّلا با نجاستى ملاقات كند و ثانيا احد المتلاقيين رطوبت داشته باشد .
و ثالثا جسم ملاقاتكننده قابليت انفعال را دارا باشد [ مثل آب قليل نه آب
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٣١