تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 114

مساهمون:

ص١١٤
مىدهيم بقاء موضوع را و گرنه يقين به بقاء آن نداريم با عنايت به اين مقدمه سؤال اينست كه آيا در زمان شك بايد يقين به بقاء موضوع داشته باشيم تا استصحاب حكم جارى شود يا اگر احتمال بقاء هم بدهيم براى جريان استصحاب كافى است ؟ جواب : به عقيدهء ما در استصحابات حكميه قطع به بقاء موضوع در زمان لا حق معتبر است و مجرّد احتمال بقاء و شك در بقاء و ارتفاع كافى نيست و مجوّز استصحاب حكمى نمىشود زيرا استصحاب عبارتست از ابقاء ما كان يعنى اينكه بطور قطع بتوانيم بگوئيم الآن اگر حكم كنيم به وجود مستصحب حقيقتا ابقاء ما كان است و اگر حكم كنيم به عدم آن حقيقتا نقض يقين سابق است و اين مطلب ميسور نيست مگر با علم به بقاء موضوع سابق و گرنه مع الشك معلوم نيست اين حكم ابقاء ما كان باشد بلكه شايد حدوث مثل و تجدّد امثال باشد و لذا علم لازم است و مجرّد احتمال كافى نيست . قوله : فان قلت : مستشكل مىگويد : چه مانعى دارد كه ما بگوئيم براى اجراء استصحاب الحكم احتمال بقاء موضوع هم كافى است و قطع به بقاء آن لازم نيست منتها نه اينكه مستقيما و بلاواسطه استصحاب را در حكم جارى كنيم تا شما بگوئيد : لا يصدق عليه الابقاء . . . بلكه ابتدا يك استصحاب در خود موضوع جارى نموده و وقتىكه موضوع براى ما محرز شد زمينه فراهم مىشود و بدنبال آن يك استصحاب هم در حكم اجرا مىكنيم حال اين چه مانعى دارد ؟ [ توجه داريد كه هم مرحوم شيخ و هم مستشكل احراز و بقاء موضوع را معتبر مىدانند منتها بقول شيخ اعظم بايد بطور قطع محرز باشد و بقول مستشكل به بركت استصحاب هم كه احراز شود كفايت مىكند ] .