تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
3 - و يا اينست كه اين عرض قائم به همان معروض اولى و در ضمن او موجود است حال بررسى سه احتمال : امّا احتمال اول باطل و محال است زيرا كه اعراض وجود فى نفسه آنها عين وجود لغيره آنها است يعنى هميشه عرض در جوهرى يافت مىشود و محال است بدون آن موجود باشد كما بيّن تفصيلا فى محله . و امّا احتمال دوّم : قيام عرض قيام و كتابت و . . . به موضوع جديد از دو حال خارج نيست و هر دو باطل است . 1 - به نحو انتقال باشد يعنى عرض قيام كه سابقا در زيد موجود بود همان عرض به بكر منتقل شده اين اوّلا ذاتا استحاله دارد و ثانيا برفرض امكان ذاتى مستلزم تحقق عرض بدون موضوع است در آن انتقال و هو محال چون عرض براى يك لحظه نيز نمىتواند از محلّ و معروض جدا باشد . 2 - به نحو حدوث مثل باشد يعنى قيام جديدى مماثل قيام زيد براى بكر حادث شد كه اگر اين باشد و لو معقول است ولى ربطى به ما نحن فيه ندارد چون از قبيل تجدّد مثل است نه ابقاء ما كان فتعين الاحتمال الثالث كه اين عرض در همان موضوع اوّلى باقى باشد تا صدق كند بقاء ما كان و اين ممكن نيست مگر به احراز موضوع و بقاء آن در زمان لا حق پس بقاء الموضوع به حكم عقل معتبر است . سؤال چهارم : قوله : و ممّا ذكرنا : مقدّمه : گاهى در زمان لا حق يقين داريم به ارتفاع و انعدام موضوع سابق در اينجا وجهى براى استصحاب الحكم نيست قطعا و الّا يلزم همان توالى فاسدهء عقليّه و گاهى در زمان لا حق يقين به بقاء موضوع سابق داريم ولى در بقاء حكم آن شك داريم قدر متيقن از استصحاب الحكم همين فرض است و گاهى در زمان لا حق صرفا احتمال .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 113 | على محمدى خراسانى