تحقق نمىيابد مگر با چند امر كه به ترتيب در اينجا ذكر مىكنيم .
قوله : الاوّل :
[ امر اوّل : بقاء الموضوع ]
امر اوّل از امور مشار اليها عبارتست از بقاء الموضوع يعنى همان چيزى كه در زمان سابق يعنى زمان يقين موضوعيت داشت الآن هم در زمان شك با همه قيودش باقى و محرز باشد و الّا استصحاب الحكم معقول نيست حال جهت توضيح مطلب از همهء جوانب بحث را ضمن پنج سؤال و جواب عرضه مىكنيم :
سؤال اوّل : مراد از موضوع چيست ؟
جواب : مراد از موضوع عبارتست از معروض المستصحب مع جميع ما له دخل فى معروضية الموضوع و عروض المستصحب عليه و قيامه به من الخصوصيات و التشخّصات .
بيان مطلب : هنگامى كه ما قضيهاى تشكيل داده و محمولى را براى موضوعى يا عارض را براى معروضى اثبات يا از آن سلب مىكنيم بايد بدانيم كه قضايا بحسب موضوعاتشان مختلف و متفاوتند :
1 - در برخى از قضايا موضوع نفس طبيعت و ماهيت است با تقرّر ماهوىاش يعنى طبيعت بنحو لا به شرط و آن در مواردى است كه محمول ما در قضيه عرض وجود باشد يعنى مىخواهيم بگوئيم الانسان موجود ، زيد موجود و . . .
در اينگونه موارد اگر موضوع ما طبيعت زيد بنحو به شرط شىء اى به شرط الوجود ملاحظه شده باشد حمل موجود برآن باطل و محال است [ چندين اشكال عقلى دارد كه در مباحث مطلق و مقيد شرح اصول فقه ج 1 به آنها اشاره كردهام ] .
كما اينكه اگر موضوع را نسبت به وجود بنحو به شرط لا ملاحظه كنيم باز حمل محال است للتناقض بلكه بايد موضوع را كه زيد است بنحو لا به شرط و مطلق ببينيم كه قابليت اتصاف به هريك از وجود و نقيض آن يعنى عدم را دارا است تا بتوانيم محمول وجود را برآن حمل كنيم .