را با يقين مىتوان نقض كرد كه مفهوم حصر اينست كه با غير يقين نقض نمىشود خواه با شك يا ظن به ارتفاع .
ه : در صحيحهء ثانيهء زراره مىخوانيم : فلعلّه شىء اوقع عليك و ليس ينبغى لك ان تنقض اليقين بالشك كه كلمهء لعلّ ظهور در مجرّد الاحتمال دارد چه احتمال مساوى و چه راجح يا مرجوح مخصوصا كه در مقام القاء احتمال است در ذهن طرف كه خود ملتفت به اين احتمال نبوده كه در اين فرض حتما مجرّد الاحتمال منظور است [ يعنى لعلّ براى ترجّى هم باشد همين است ولى اگر براى القاء احتمال بود حتما چنين است به دنبالش فرموده و ليس ينبغى . . . كه حكم به بقاء را بر همان لعلّ يعنى مجرد الاحتمال متفرع ساخته فلا فرق ميان شك و ظن به ارتفاع ولى غير معتبر .
و : حضرت صم للرؤية و افطر للرؤية را به اليقين لا يدخله الشك متفرع ساخته كه معنايش اينست كه يقين به رؤيت هلال ناقض حالت سابقه است و مجرّد ظن به دخول رمضان يا شوّال آن هم از غير طرق معتبره كافى نيست و جاى استصحاب عدم است .
نتيجه اينكه : در لسان اخبار الباب شك به معناى لغوى كلمه آمده و با ظن به خلاف هم جمع مىشود 3 - ظنون غير معتبره بر دو قسمند :
الف : ظنونى كه دليل قاطع بر بطلان آنها قائم شده همانند ظن قياسى .
ب : ظنونى كه نه دليل قاطع بر بطلان آنها قائم شده و نه بر حجيت آنها و خلاصه مشكوك الاعتبار هستند [ كه در جاى خود ثابت شده كه قوام حجيت به علم است و مجرّد شك كافى نيست بلكه شك در حجيت مساوى است با عدم الحجيّة ] نظير شهرت فتوائيه حال اگر ظن به خلاف حالت سابقه از قبيل قسم اوّل باشد كه وجودش كالعدم است و گويا اصلا ظنى حاصل نشده بلكه شك است پس هر اثرى كه عند الشك مترتب بود عند هذا الظن ايضا مترتب مىشود پس استصحاب
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠٣