5 - در زمان لا حق ظن غير معتبر به بقاء حاصل شده مثلا از طريق شهرت فتوائيه يا اجماع منقول به خبر واحد و يا اخبار دو فاسق و يا قياس و استحسان و . . . ظن به بقاء پيدا كرده در اين فرض وجود چنين ظنى به منزله عدم بوده و حجيتى ندارد و لذا نوبت به اصل عملى مىرسد و كليهء طرفداران استصحاب چه از باب اخبار و چه از باب حكم عقل استصحاب را جارى مىدانند .
6 - در زمان لا حق بالفعل مجرّد شك [ احتمال مساوى الطرفين ] در بقاء و ارتفاع پيدا كرده .
7 - در زمان لا حق بالفعل ظن غير معتبر به ارتفاع حالت سابقه پيدا كرده حال اين دو صورت مورد بحث است كه آيا استصحاب در هر دو مورد جارى است ؟ يا در هيچكدام جارى نيست ؟ يا در اوّلى جارى است در دوّمى خير ؟
مرحوم شيخ مىفرمايند :
امّا بر مبناى حجيت استصحاب از باب اخبار فرقى ميان دو صورت مذكور نيست و در هر دو استصحاب جارى مىشود و براى اثبات اين مدّعا سه دليل مىآورند .
1 - اجماع قطعى : كليه كسانى كه استصحاب را از باب اخبار حجت مىدانند بر اين امر اتفاقنظر دارند .
2 - كلمهء شك داراى دو معنا است ، الف : بالمعنى الاخص كه نقطهء مقابل يقين و ظن و وهم است يعنى احتمال مساوى الطرفين در مقابل احتمال مرجوح و راجح و جزم .
ب : بالمعنى الاعم اللغوى و آن عبارتست از مقابل اليقين اى عدم العلم كه اين معنا اعم است از احتمال راجح يا ظن غير معتبر و احتمال مساوى و مرجوح حال اهل لغت اتفاقنظر دارند كه شك به همين معنا است و در روايات همچون بقول مطلق در مقابل يقين واقع شده پس همين معنا مراد است فلا فرق ميان شك در بقاء يا ظن غير معتبر به ارتفاع .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠١