( تنبيه دوازدهم )
تنبيه دوازدهم و آخرين تنبيه از تنبيهات باب استصحاب پيرامون مطلبى است كه كليات آن يكبار در اوائل مبحث استصحاب [ شرح رسائل ج 5 ] گذشته و مجدّدا براى بار دوّم با يك سلسله اضافاتى [ البته در جزئيات مطلب ] در اينجا طرح مىشود و آن اينكه : هرگاه انسان در زمان سابق نسبت به امرى از امور يقين داشته باشد [ مثلا نسبت به وجوب جمعه كه حكم شرعى است يا نسبت به حيات زيد كه موضوع حكم شرعى است ] در زمان لا حق نسبت به همان امر هفت حالت متصور است كه هركدام حكمى دارد :
1 - در زمان لا حق هم يقين به بقاء همان امر داشته باشد يعنى وجوب جمعه يا حيات زيد برايش همچنان متيقن باشد در اين فرض مطابق يقين رفتار مىكند و جاى نگرانى نيست .
2 - در زمان لا حق يقين به ارتفاع آن امر پيدا كرده يعنى يقين به عدم وجوب و عدم حيات زيد در اين فرض نيز برطبق يقين مشى مىكند و اصولا يقين حجت عقليه است و به هر طرفى كه حاصل شود به حكم عقل طريقيت بسوى واقع دارد و متابعت آن واجب است كما مرّ مفصلا در مباحث قطع .
3 - در زمان لا حق ظن معتبر به بقاء وجوب جمعه يا حيات زيد دارد در اين فرض هم گمان به منزلهء علم بوده و تمام آثارى كه مع اليقين بار مىكرد مع الظن نيز مترتب مىكند .
4 - در زمان لا حق ظن معتبر به ارتفاع وجوب يا حيات زيد حاصل شده مثلا خبر ثقه بر عدم وجوب جمعه قائم شد يا عدلين بر ممات زيد گواهى دادند باز طبق گمان عمل مىكند و خلاصه اينكه در تمامى صور مذكور دليل اجتهادى قاطع يا به منزلهء آن دارد و نوبت به اصل عملى نمىرسد .