خيار غبن مبسوطاً بيان شد و گفتيم اين نيز قابلمناقشه است زيرا موضوع عوض شده ( قبلًامتضرر عاجز بود و حالا متمكن شده . . . ) پس دليلبر تراخى هم نداريم . ( شيخ اعظم بيش از اينبحثى ندارند ، ولى با استفاده از فرمايشات ايشاندر باب خيار غبن ، مىتوان گفت كه ايشان طرفدارفوريّت است به دليل خاصّى كه در همان مسألهارائه كردند .
مسألهء سوّم :
اين مسأله پيرامون مسقطات خيار رؤيت است : چه عواملى موجب سقوط خيار رؤيت است ؟ درمجموع شش عامل را در اين مسأله ذكر مىكنند :
1 - ترك مبادرت : بنابر اينكه خيار رؤيت فورىباشد اگر در همان لحظات آغازين رؤيت ، مشترىاعمال خيار نكند خود به خود خيارش ساقطمىشود . ( نكته : منظور از فوريّت همان فوريّتعرفى است كه مبسوطاً در اواخر خيار غبن تبيينشد و در اينجا اشارهاى به آن مطلب دارند . )
2 - اسقاط قولى پس از رؤيت : اگر بعد از اينكهمشترى ديد كه مبيع فاقد وصف است و خيارشفعلى شد ، اسقاط خيار نمود و گفت : « اسقطتخيارى » ، خيارش ساقط مىشود زيرا خيار حق اواست و زمام امر حق در دست صاحب حق است .
3 - اسقاط فعلى يا تصرّف بعد از رؤيت : اگر بعداز مشاهدهء مزبور ، معامله را فسخ نكرد بلكه درمبيع تصرّف نمود باز خيارش ساقط مىشود زيراچنين تصرفى علامت رضايت است .
4 - تصرّف قبل از رؤيت : اگر پيش از ديدن مبيعدر آن تصرّفى كند ( مثلًا بفروشد يا هبه كند و . . . . ) آيا چنين تصرّفى هم موجب سقوط خيار رؤيتاست ؟ سه وجه در اين رابطه وجود دارد :
الف : آرى مسقط است مطلقاً ( در قبال تفصيلكه قول ثالث باشد ) بنابر اينكه تصرّف تعبّداًموجب سقوط باشد نه به مناط رضايت و كاشف ازرضا بودن .
ب : خير مسقط نيست مطلقاً ، بنابر اينكهعلامت رضا نيست و تعبّد را هم قبول نداريم .
ج : قول به تفصيل : اگر اسقاط قولى قبل ازرؤيت مسقط باشد ، تصرف كذائى هم