2 - برخى از اوصاف مبيع در زياد و كم شدنقيمت دخالت دارند و برخى در اين جهت دخالتىندارد و مناط ، ذكر كليّهء اوصافى است كه در قيمتدخالت دارند و با وجود آنها قيمت بالاتر و با نبودآنها قيمت كمتر است .
3 - مناط بيع سلم است : در بيع سلم كه متاعى راپيش فروش مىكنند ( مثلًا وسط زمستانانگورهاى سال آينده يا گندمهاى بهار آينده رامىفروشند . ) بايد با توصيف باشد ، آنگاه آنمقدار توصيفى كه در بيع سلم كفايت مىكند در بيععين غايب هم كه مورد بحث ما است كافى است و بايد آن مقدار را بيان كنند .
4 - عدّهاى هم سربسته فرمودهاند : در بيع شيئىغايب ذكر اوصاف لازم است ولى مشخّصنكردهاند كه ذكر چه نوع اوصافى لازم است ؟ آيااوصافى كه در قيمت دخيل است ؟ يا اوصافى كه در سلم معتبر است ؟ و . . .
قوله : و الظاهر انّ :
شيخ اعظم مىفرمايد : منظور همه يكى است ومرجع تمام اينها به يك امر است ( همان مناط اوّلكه خود شيخ فرمود ، يعنى منظور همه آن است كهبه قدرى اوصاف را بياورد كه رافع غرر باشد . ) و لوتعبيرها گوناگون است و شاهد يكى بودن آن استكه علّامه يك جا بر ضابطهء اوّل ادّعاى اجماع كرده ، و جاى ديگر بر ضابطهء سوّم ادّعاى اجماع كرده ، و اگر اينها يكى نبودند و هر مناطى غير از مناط ديگربود ادّعاى اجماع بى وجه بود زيرا هر مناطى راعدّهاى ذكر كردهاند و مسأله مورد اتّفاق آراءنيست ، و همين علّامه در جاى ديگر مناط دوّم راكه اختلاف قيمت است ذكر كرده و فرموده : جميعصفات كذائى را بايد ذكر كنند و . . . « 1 » .
5 - محقّق ثانى هم در جامع المقاصد احتياطكرده و در مناطش چند چيز را قيد كرده : الف : كلّيهءاوصافى كه در رغبت و تمايل مشترى به خريدندخالت دارند و موجب كم و زياد شدن رغبتمىشوند . ب : علاوه در قيمت دخيل هستند و موجب زياد و كم شدن آن مىگردند . ج : تفاوتقيمت هم در حدّى است كه عرف و اهل بازار درآن مسامحه نمىكنند و ناديده نمىگيرند . د : سپسنتيجه گرفته پس هر آنچه در بيع سلم از ذكراوصاف لازم است در اينجا هم لازم است « 2 » .
هامش
( 1 ) . تذكره ، ج 1 ، ص 524 و 467 .
( 2 ) . جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 301 .