تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
به مشترى بر مىگردد پس خيار رؤيت فقط براىاو ثابت است ، و يا به بايع بر مىگردد پس خياربراى بايع ثابت است و وجهى ندارد كه براى هر دوباشد ، مگر ضميرها به هر دو برگردد كه آن هم‌صحيح نيست . پس حديث ، خيار رؤيت را براىمشترى ثابت مىكند و اثبات آن براى بايع از راه‌اجماع و لاضرر و مانند آن خواهد بود .

مسألهء اوّل :

پس از اثبات اصل مشروعيّت خيار رؤيت ، احكام و مسائل آن را تبيين مىكنند و در مجموع‌هفت مسأله ذكر مىكنند ، مسألهء اوّل راجع به موردخيار رؤيت است : اين خيار در چه نوع بيعى جادارد و قابل تحقّق است ؟ مىفرمايد : مورد خياررؤيت عبارتست از بيع عين شخصىِ غائب ، كلمهء « عين » در مقابل « دين » است و « بيع الدين على من‌هو عليه » مجراى خيار رؤيت نيست ، و كلمهء « شخصى » در مقابل « كلّى فى الذمّه » است وهمانطور كه در خيار تأخير شرط شد كه مبيع ، عين‌يا شبه العين ( كلّى فى المعيّن ) باشد در اينجا هم‌شرط است و اگر كلّى در ذمّه بود مثلًا صد من گندم‌كلّى با خصوصياتى فروخته بود بايد مصداق آن راپيدا كند و تحويل دهد و اگر فردى را داد كه فاقد آن‌صفات بود مشترى مىتواند نپذيرد و خواهان فردديگر باشد و نوبت به خيار رؤيت نمىرسد . وكلمهء « غائب » در برابر « حاضر » است يعنى اگرشيئى حاضر را به مشترى بفروشد سخن از خياررؤيت نيست زيرا در حال معامله مىبيند ، آرى اگرمتاع غايب را بفروشد صحبت از خيار رؤيت‌است . پس خيار رؤيت در مورد بيع عين شخصىغائب است آنگاه متاع غايب را گاهى بدون ذكراوصاف معامله مىكنند چنين بيعى حتماً باطل‌است چون غررى است و گاهى با ذكر اوصاف‌مىفروشند در اينجا اگر بعداً كه به مشترى تحويل‌شد واجد آن اوصاف بود ، بيع صحيح و لازم است‌و اگر فاقد بعضى از آن اوصاف بود اينجا صحبت ازخيار رؤيت است . مطلب قابل توجّه اين است كه : مناط صحّت‌اين بيع ، ذكر چه نوع اوصافى است ؟ مناطهاىگوناگون در كلمات قوم مطرح است : 1 - مناطى كه خود شيخ اعظم روى آن تكيه‌مىكنند اين است : صفاتى را ذكر كنند كه رافع غررو جهالت باشد و عرفاً بگويند مشترى آگاهانه‌اقدام كرد ، پس مناط رفع غرر است .