نگرفته و ثمن را مشترى تحويل نداده ، گاهىاز اجناسى است كه روزها و هفتهها و ماهها قابلبقاء است و ماندن ، او را فاسد نمىسازد ، تا بهحال اين گونه موارد مطرح بود و حكمش صبر تاسه روز بود و اگر تا سه روز ثمن را نياورد خيارتأخير براى بايع ثابت مىشد .
و گاهى از اجناسى است كه يك روز بيشتر دوامندارند و پس از آن خراب و فاسد مىشوند و بهاصطلاح « ما يفسد من يومه » هستند مثل برخى ازميوهها ، انواع سبزىها و . . . ، حال در اين گونهموارد حكم اين است كه تا يك روز بايع صبرمىكند ( يعنى اگر صبح فروخته تا شب صبرمىكند ، اگر نزديك ظهر هم فروخته تا شب صبرمىكند و ملاك اين است كه به فردا نكشد . ) و اگرمشترى پولش را نياورد اوايل شب حق دارد فسخكند و به ديگرى بفروشد . و دليل مطلب دو امراست :
1 - حديث مرسلهء محمّد بن ابى حمزه بطائنىكه مرحوم شيخ اين مسأله را با آن شروع كرده وصريحاً مىفرمايد : اگر تا شب پول را آورد كه هيچو الّا « فلا بيع له » « 1 » و منظور نفى لزوم است به بيانىكه در اوّل خيار تأخير ذكر شد .
2 - قاعدهء نفى ضرر : از طرفى در ظرف يك روزبايع ضامن مبيع است و اگر تلف شد به او خسارتوارد مىشود و بايد از آن مواظبت كند ، از طرفىهم از تصرّف در آن محروم است ( چون فروخته وملك ديگرى شده ) و از طرفى ثمن هم به اونرسيده تا از آن استفاده ببرد ، و همهء اينها در حقبايع ضرر است و به حكم « لاضرر » بايع حق داردمعامله را فسخ كند و به ديگران بفروشد .
قوله : و من هنا :
اگر مدرك ما « لاضرر » شد ، مناط خيار ، ضرراست و موجب تعميم حكم مىشود يعنى به موردنصّ كه « ما يفسد من يومه » باشد اكتفا نمىكنيم ومىگوئيم : اگر متاعى نصف روز قابل بقاء است وسپس خراب مىشود تا همان نصف روز بايد صبركند و بعد خيار تأخير دارد ، و اگر تا دو روز قابليّتدارد تا دو روز بايد صبر كند و . . . ، ضمناً در تمامموارد به مقدارى صبر لازم است كه تأخير ثمن تاآن زمان به ضرر بايع نباشد و همين كه تأخير
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 359 ، باب 11 ، حديث 1 .